شیوع واقعی رویای قاتل - الهام از زندگی واقعی برای فردی کروگر subtitles

یک جیغ سوراخ کننده نیمه شب شما را بیدار می کند. شما به همسرتان که او نیز از صدای مهیب بیدار شده است رو می کنید و به او می گویید شما همه چیز را مرتب خواهید کرد پسر شما اخیراً از کابوس های وحشتناکی رنج می برد ، تا جایی که در آن بود گاهی اوقات به طور کلی از خواب امتناع می ورزد. به نظر می رسد یکی دیگر از آن شب هاست. به سرعت از راهرو به سمت اتاق او می شوی ، به این امید که مجبور نباشی تمام شب بیدار باشی و دلداری بدهی دوباره او بچه خیلی انگشت شماری است ، اما در طی چند ماه گذشته چیزهای زیادی را پشت سر گذاشته است. فقط می توانید امیدوار باشید که آنچه در کامبوج اتفاق افتاده است ، تا آخر عمر او را آزار ندهد. شما وارد اتاق خواب پسرتان می شوید و انتظار دارید او را در تخت نشسته و لرزیده باشد. در عوض ، او دراز کشیده و بی حرکت است. عجیب و غریب. شما به بدن او نزدیک می شوید و نام او را صدا می کنید ، اما او واکنشی نشان نمی دهد. شاید او از قبل دوباره به خواب رفته باشد. اما مشکلی پیش آمده است. آیا او حتی نفس می کشد؟ وحشت زده ، نبض او را چک می کنید. شما نمی توانید آن را پیدا کنید و قطعاً او نیز نفس نمی کشد. چطور ممکنه؟ همین چند ساعت پیش حالش خوب بود. مثل اینکه او در کابوس خود فوت کرده است. حالا این شما هستید که فریاد می کشید. اگر قصد دارید به زودی بخوابید ، اکنون این ویدیو را متوقف کنید. این داستان وحشتناک شما را در طول شب پرتاب خواهد کرد ... زندگی در کامبوج از سال 1975 تا 1979 کافی بود تا کسی را کابوس ببیند. دوران سلطنت دیکتاتور پل پوت و حزب وی ، خمرهای سرخ ، پر از وحشت و تراژدی بود. طی چهار سال قدرت این حزب ، تقریباً دو میلیون نفر از گروه های مختلف اقلیت بود فوت کرد. این حدود یک چهارم جمعیت است ، و این یکی از بدترین نسل کشی های جهان است همیشه. آنهایی که در زمان سلطنت پل پوت جان خود را از دست دادند ، در مناطق کشتار دفن شدند نام گورستانهای دسته جمعی حاوی قربانیان. دیگران به عنوان پناهنده فرار کردند. اما آنها نمی دانستند که بسیاری از آنها تقریباً به همان اندازه ترسناک خواهند بود هنگامی که آنها به مکان هایی که به آنها پناه می دهند رسیدند. در طول دهه های 1970 و 1980 ، بسیاری از افراد پس از کابوس دیدن در خواب فوت کردند. عجیب ترین قسمت این است که ، همه آنها یک چیز مشترک داشتند: آنها مرد پناهنده جنوب بودند آسیای شرقی که از Killing Fields به ایالات متحده آمریکا فرار کرد. رویای آمریکایی؟ بیشتر شبیه یک کابوس آمریکایی است. این پدیده چنان شیوع پیدا کرد که در آن به سندرم مرگ آسیایی معروف شد زمان. ما هنوز آن را کاملا درک نکرده ایم. یک روز در سال 1981 ، پزشکان پس از شنیدن خبر وجود یک مرد به یک کمپ پناهجویان در ایالات متحده رسیدند داشتن نوعی تناسب در خواب. آنها متوجه شدند قلب او به طرز وحشیانه ای منقبض شده است گویی که به بیماری قلبی مبتلا شده یا ترسیده است. اما هیچ کس نمی دانست از چه کسی یا چه چیزی می ترسد. بالاخره او خواب بود. پزشکان برای نجات جان این مرد هر کاری از دستشان برمی آمد انجام دادند اما آنها شاهد عبور او بودند دور از چشم آنها این پرونده به همان اندازه مرموز و غم انگیز بود - قربانی سالم ، منطقی جوان و تازه بدون دلیل مشخصی فوت کرده بود. اما ممکن است بخشی از معما کشور وطن وی باشد: این مرد اهل لائوس بود. ببینید ، فقط کامبوجی ها نبودند که در طول دوره سختی زندگی می کردند دهه 70 و 80 در لائوس ، CIA همونگ - یک گروه قومی در منطقه - را برای جنگ با شمال استخدام کرده بود سربازان ویتنامی در جنگ ویتنام. گویی که هومونگ با کشته شدن نامتناسب در طی آن ، همه چیز بد نبود جنگ - سربازان همونگ ده برابر بیشتر از سربازان آمریکایی خود می میرند - آنها همچنین در کشور خود مورد آزار و اذیت قرار گرفتند. وقتی لائوس کمونیست شد ، سربازان همونگ را به عنوان خیانتکار برای مبارزه علیه می دید ویتنام در پایان بسیاری از آنها به همراه پناهندگان از کامبوج و ویتنام به آمریکا فرار کردند. در حقیقت ، بیماری که در یک اردوگاه پناهجویان تحت نظارت پزشکان درگذشت ، این بیمار بود چهارمین مرد همونگ است که طی یک دوره نه ماهه در آمریکا می میرد. و بین سالهای 1981 و 1988 بیش از صد نفر از ویتنام ، لائوس و کامبوج درگذشتند به طرز مرموزی در خواب شاید این فقط یک تصادف باشد ، اما برای افراد سالم و جوان کاملاً غیرمعمول است مردم بدون هیچ توضیحی در خواب بمیرند. تقریباً همه کسانی که درگذشتند 20 تا 30 ساله بودند. حتی با وحشت بیشتر ، تقریباً همه قربانیان مرد و پسر بودند. فقط یک زن فوت کرد. چه چیزی در مورد مردان جوان آسیایی بود؟ و داستان یک پسر جوان باعث می شود که کل وضعیت حتی از آن شوم تر به نظر برسد قبلاً انجام می دهد ... اگر حتی به آرامی درگیر فیلم های ترسناک هستید ، این داستان ممکن است آشنا به نظر برسد. این به این دلیل است که به اصطلاح مرموز سندرم مرگ آسیایی الهام گرفته شد برای یک کابوس در خیابان نارون. پس از اینکه کارگردان فیلم وس کریوان روزی این خبر را در خبرها شنید ، به آن پی برد می تواند طرح ایده آل یک فیلم ترسناک باشد. بنابراین ، اگر شما هرگز فیلم را تماشا کنید و فردی کروگر شما را از بین می برد ، فایده ای ندارد به خود اطمینان دهید که این "فقط یک داستان است". متأسفم ، اما نه در حالی که من در این کار هستم ، ممکن است برخی از حقایق وحشتناک دیگر را نیز به سمت شما پرتاب کنم. کراون همچنین شخصیت فردی کروگر را بر اساس دو نفری که در زندگی واقعی می شناخت ، بنا نهاد. نام فردی کروگر از یک قلدر کودکی ، فرد کروگ ، که عذاب می داد الهام گرفت کریوان در کودکی و ظاهر و حال و هوای کلی او پس از آن رخ داد که کراون روزی در خانه پسر بود و پیرمردی با ظاهری عجیب و غریب را دید که از کنار گذشته است دو چشم قفل شده ، و به طرز عجیبی ، مرد نزدیک شد و بیرون پنجره اش ایستاد ، به او خیره شده است. پس از چند لحظه پرتنش ، پیرمرد دور شد ، اما بدیهی است که او یک اثر ماندگار از خود به جای گذاشت. لعنت ، و من فکر کردم که من یک شوخ طبعی پیچیده ای دارم. اما بازگشت به شیوع رویای قاتل. داستان در مورد مردی که در خواب فوت کرد ممکن است مرموز باشد ، اما هیچ کجا نیست تقریباً به اندازه این یکی خنک کننده است. یک خانواده کامبوجی از نسل کشی در دهه 1970 به آمریكا فرار كردند و آماده بودند زندگی جدیدی را شروع کن. فقط یک مشکل وجود داشت: پسر شروع به کابوس دیدن کرد. درست مثل آغاز بسیاری از فیلم های ترسناک خوب. پسر خواب تعقیب شدن را دید و وحشت زده از خواب بیدار شد. همه ما رویاهای وحشتناکی در مورد کسی که به دنبال ما می دوزد ، دیده ایم ، اما حدس می زنم او یک درجه یک باشد بالاتر از کابوس استاندارد ، زیرا آنها چنان او را رها کردند که از خواب پرهیز کرد کلا به معنای واقعی کلمه ، او خودش را مجبور می کند روزها بدون خواب بماند. حتما قهوه زیادی خورده است. والدین او به دلایل مشخص نگران بودند. آنها سعی کردند او را به خواب بکشند ، اما فایده ای نداشت. این بچه متقاعد شده بود که اگر خوابش ببرد ، می میرد. از دید یک خارجی ، همه چیز کمی ملودراماتیک به نظر می رسد. شاید این بچه نیاز به توجه والدین یا چیز دیگری داشته باشد. اما به طرز عجیبی معلوم شد که او بیش از حد واکنش نشان نمی دهد. هر چقدر اسپرسو مضاعف بنوشید ، در نهایت باید بخوابید. خوب ، علی رغم عزم و اراده ، این پسر نیز از این قاعده مستثنی نبود. یک روز خوابش برد. پدر و مادرش خیالشان راحت بود ، فکر می کردند سرانجام می توانند او را متقاعد کنند که در حالی که امنیت دارد در امنیت است خوابید و شیاطین از رویاهای او هرگز نتوانستند در زندگی واقعی او را آزار دهند. آه ، کنایه بشویید و تکرار کنید - پسر خوابش برد ، کابوس دید و شروع به فریاد زدن کرد. پدر و مادرش برای دلجویی او هجوم آوردند - فقط برای یافتن اینکه او قبلاً درگذشته است. به طور باورنکردنی ، کابوس او را کشته بود ، درست مثل صد مرد دیگر از لائوس ، کامبوج ، و ویتنام. این یک طرح مناسب برای یک فیلم ترسناک است - یک کودک خردسال که احساس خطر و منطقی می کند بزرگسالانی که حاضر به باور نظریه های پوچ او نبودند. اما چطور ممکن بود پسر جوانی در خواب بمیرد؟ مطمئناً یک توضیح منطقی وجود دارد که شامل دیو مانند فردی کروگر نمی شود؟ محققان تلاش کردند و موفق به یافتن علت پزشکی مرگ نشدند. آنها برخی از پیوندها را با ضربان قلب نامنظم پیدا کردند ، اما هیچ کس نمی دانست که علت این بی نظمی چیست ضربان قلب بود از آن زمان ، چند نظریه دیگر وجود دارد. یک توضیح این بود که پناهندگان در معرض عوامل عصبی شیمیایی مورد استفاده قرار گرفتند جنگ ویتنام به نظر ملایم منطقی است ، اما هیچ پزشکی نتوانست هیچ مدرک واقعی برای آن پیدا کند. علاوه بر این ، حتی اگر این ایده علمی باشد - که نشد - اما شکست خورد برای توضیح اینکه چرا عامل عصبی فقط در مردان و فقط در طول شب تأثیر می گذارد. ایده دیگر این بود که وحشت شبانه نشانه ای از اختلال استرس پس از سانحه است ، تحریک شده توسط تجربیات وحشتناک پناهندگان و دنیای ناآشنایی که وارد آن شده اند در ایالات متحده امریکا. اما باز هم ، اگرچه این تا حدودی منطقی است ، هیچ مدرک مناسبی برای آن وجود ندارد و نه توضیح دهید که چرا زنان نیز از PTSD رنج نمی برند. بنابراین ، به صفحه نقاشی برگردید. تا به حال داستان آن همسر پیر را شنیده اید که اگر در خواب بمیریم ، در واقع می میریم زندگی ، بنابراین ما همیشه قبل از خواب ، چند کسری از ثانیه از کابوس بیدار می شویم در مورد مرگ است؟ متأسفم که ناامید شدم - یا شاید این یک منبع تسکین باشد - اما این درست نیست. درست است که ، وقتی همه چیز در خواب روی می دهد ، می تواند ما را به همان چیزها تحریک کند واکنشهای فیزیولوژیکی در حالت بیداری نوعی شبیه وقتی که در خواب جیغ می کشید و سپس بیدار می شوید و می فهمید که واقعاً واقعی هستید جیغ زدن. یا وقتی در خواب ادرار می کنید و سپس بیدار می شوید و متوجه می شوید - اوه ، بیا ، لطفا بگویید فقط من نیستم. اصولاً از نظر تئوریك ممكن است كه یك رویا بتواند واكنش فیزیولوژیكی ایجاد كند که با مردن شما تمام می شود هنگامی که افراد به طور ناگهانی در خواب می میرند ، این امر به مرگ ناگهانی شبانه ناشناخته تبدیل می شود سندرم یک تکه اصطلاح اصطلاحات پزشکی خوب برای شما وجود دارد. برخی از مطالعات دانشگاهی فکر می کنند این پدیده می تواند بیولوژیکی یا ژنتیکی باشد ، توضیح می دهد چرا افراد از یک قومیت ، سن و جنس یکسان مردند. این بیماری که به عنوان سندرم بروگادا نیز شناخته می شود ، در واقع شایع ترین علت طبیعی است مرگ در میان جمعیت جوان و سالم آسیایی. این یک اختلال نادر ریتم قلب است که می تواند منجر به ایست ناگهانی قلب شود ، به معنی از دست دادن عملکرد قلب ، تنفس و هوشیاری این می تواند در حالی که افراد بیدار هستند اتفاق بیفتد ، اما در هنگام خواب کشنده ترین است. بله ، من می دانم یک بیماری ژنتیکی نادر در مقایسه با ورود یک ماشین دروغین ترسناک است که به نوعی ضد اکلیماکس است کابوس های بچه ها. اما ما هنوز همه چیز را نمی دانیم. از زمان اوج گرفتن در اواسط و اواخر دهه 1980 ، مرگ بر اثر ناگهانی مرگ شبانه غیر قابل توضیح سندرم ، سندرم بروگادا یا هر چیز دیگری که می خواهید آن را بنامید ، به شدت کاهش یافته است. هیچ کس نمی تواند این کاهش را به طور کامل توضیح دهد ، بنابراین ما نمی توانیم هیچ تجارت خنده دار یا درو دروغین کاملاً هنوز. به هر حال دیر می شود. وقت خوابیدن است ... یا ، فیلم های ما را ببینید "دانشمندان نشان می دهند چگونه رویاها می توانند شما را در زندگی واقعی بکشند" یا "حواص شب ، دیو که در خواب به دیدار تو می آید."

شیوع واقعی رویای قاتل - الهام از زندگی واقعی برای فردی کروگر

View online
< ?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><>
<text sub="clublinks" start="0.25" dur="2.669"> یک جیغ سوراخ کننده نیمه شب شما را بیدار می کند. </text>
<text sub="clublinks" start="2.919" dur="4.531"> شما به همسرتان که او نیز از صدای مهیب بیدار شده است رو می کنید و به او می گویید </text>
<text sub="clublinks" start="7.45" dur="1"> شما همه چیز را مرتب خواهید کرد </text>
<text sub="clublinks" start="8.45" dur="3.75"> پسر شما اخیراً از کابوس های وحشتناکی رنج می برد ، تا جایی که در آن بود </text>
<text sub="clublinks" start="12.2" dur="2.399"> گاهی اوقات به طور کلی از خواب امتناع می ورزد. </text>
<text sub="clublinks" start="14.599" dur="2.471"> به نظر می رسد یکی دیگر از آن شب هاست. </text>
<text sub="clublinks" start="17.07" dur="4.049"> به سرعت از راهرو به سمت اتاق او می شوی ، به این امید که مجبور نباشی تمام شب بیدار باشی و دلداری بدهی </text>
<text sub="clublinks" start="21.119" dur="1"> دوباره او </text>
<text sub="clublinks" start="22.119" dur="3.451"> بچه خیلی انگشت شماری است ، اما در طی چند ماه گذشته چیزهای زیادی را پشت سر گذاشته است. </text>
<text sub="clublinks" start="25.57" dur="4.32"> فقط می توانید امیدوار باشید که آنچه در کامبوج اتفاق افتاده است ، تا آخر عمر او را آزار ندهد. </text>
<text sub="clublinks" start="29.89" dur="3.96"> شما وارد اتاق خواب پسرتان می شوید و انتظار دارید او را در تخت نشسته و لرزیده باشد. </text>
<text sub="clublinks" start="33.85" dur="2.619"> در عوض ، او دراز کشیده و بی حرکت است. </text>
<text sub="clublinks" start="36.469" dur="1"> عجیب و غریب. </text>
<text sub="clublinks" start="37.469" dur="3.061"> شما به بدن او نزدیک می شوید و نام او را صدا می کنید ، اما او واکنشی نشان نمی دهد. </text>
<text sub="clublinks" start="40.53" dur="1.75"> شاید او از قبل دوباره به خواب رفته باشد. </text>
<text sub="clublinks" start="42.28" dur="1.45"> اما مشکلی پیش آمده است. </text>
<text sub="clublinks" start="43.73" dur="1.04"> آیا او حتی نفس می کشد؟ </text>
<text sub="clublinks" start="44.77" dur="1.6"> وحشت زده ، نبض او را چک می کنید. </text>
<text sub="clublinks" start="46.37" dur="1.04"> شما نمی توانید آن را پیدا کنید </text>
<text sub="clublinks" start="47.41" dur="1.78"> و قطعاً او نیز نفس نمی کشد. </text>
<text sub="clublinks" start="49.19" dur="1.38"> چطور ممکنه؟ </text>
<text sub="clublinks" start="50.57" dur="1.579"> همین چند ساعت پیش حالش خوب بود. </text>
<text sub="clublinks" start="52.149" dur="1.82"> مثل اینکه او در کابوس خود فوت کرده است. </text>
<text sub="clublinks" start="53.969" dur="2.801"> حالا این شما هستید که فریاد می کشید. </text>
<text sub="clublinks" start="56.77" dur="3.53"> اگر قصد دارید به زودی بخوابید ، اکنون این ویدیو را متوقف کنید. </text>
<text sub="clublinks" start="60.3" dur="3.95"> این داستان وحشتناک شما را در طول شب پرتاب خواهد کرد ... </text>
<text sub="clublinks" start="64.25" dur="5.86"> زندگی در کامبوج از سال 1975 تا 1979 کافی بود تا کسی را کابوس ببیند. </text>
<text sub="clublinks" start="70.11" dur="5.74"> دوران سلطنت دیکتاتور پل پوت و حزب وی ، خمرهای سرخ ، پر از وحشت و تراژدی بود. </text>
<text sub="clublinks" start="75.85" dur="4.699"> طی چهار سال قدرت این حزب ، تقریباً دو میلیون نفر از گروه های مختلف اقلیت بود </text>
<text sub="clublinks" start="80.549" dur="1"> فوت کرد. </text>
<text sub="clublinks" start="81.549" dur="4.5"> این حدود یک چهارم جمعیت است ، و این یکی از بدترین نسل کشی های جهان است </text>
<text sub="clublinks" start="86.049" dur="1"> همیشه. </text>
<text sub="clublinks" start="87.049" dur="3.561"> آنهایی که در زمان سلطنت پل پوت جان خود را از دست دادند ، در مناطق کشتار دفن شدند </text>
<text sub="clublinks" start="90.61" dur="2.92"> نام گورستانهای دسته جمعی حاوی قربانیان. </text>
<text sub="clublinks" start="93.53" dur="1.76"> دیگران به عنوان پناهنده فرار کردند. </text>
<text sub="clublinks" start="95.29" dur="3.97"> اما آنها نمی دانستند که بسیاری از آنها تقریباً به همان اندازه ترسناک خواهند بود </text>
<text sub="clublinks" start="99.26" dur="3.08"> هنگامی که آنها به مکان هایی که به آنها پناه می دهند رسیدند. </text>
<text sub="clublinks" start="102.34" dur="4.1"> در طول دهه های 1970 و 1980 ، بسیاری از افراد پس از کابوس دیدن در خواب فوت کردند. </text>
<text sub="clublinks" start="106.44" dur="5.179"> عجیب ترین قسمت این است که ، همه آنها یک چیز مشترک داشتند: آنها مرد پناهنده جنوب بودند </text>
<text sub="clublinks" start="111.619" dur="3.841"> آسیای شرقی که از Killing Fields به ایالات متحده آمریکا فرار کرد. </text>
<text sub="clublinks" start="115.46" dur="1.29"> رویای آمریکایی؟ </text>
<text sub="clublinks" start="116.75" dur="1.59"> بیشتر شبیه یک کابوس آمریکایی است. </text>
<text sub="clublinks" start="118.34" dur="4.629"> این پدیده چنان شیوع پیدا کرد که در آن به سندرم مرگ آسیایی معروف شد </text>
<text sub="clublinks" start="122.969" dur="1"> زمان. </text>
<text sub="clublinks" start="123.969" dur="1.531"> ما هنوز آن را کاملا درک نکرده ایم. </text>
<text sub="clublinks" start="125.5" dur="4.75"> یک روز در سال 1981 ، پزشکان پس از شنیدن خبر وجود یک مرد به یک کمپ پناهجویان در ایالات متحده رسیدند </text>
<text sub="clublinks" start="130.25" dur="2.23"> داشتن نوعی تناسب در خواب. </text>
<text sub="clublinks" start="132.48" dur="4.66"> آنها متوجه شدند قلب او به طرز وحشیانه ای منقبض شده است گویی که به بیماری قلبی مبتلا شده یا ترسیده است. </text>
<text sub="clublinks" start="137.14" dur="2.69"> اما هیچ کس نمی دانست از چه کسی یا چه چیزی می ترسد. </text>
<text sub="clublinks" start="139.83" dur="1.85"> بالاخره او خواب بود. </text>
<text sub="clublinks" start="141.68" dur="3.99"> پزشکان برای نجات جان این مرد هر کاری از دستشان برمی آمد انجام دادند اما آنها شاهد عبور او بودند </text>
<text sub="clublinks" start="145.67" dur="1.75"> دور از چشم آنها </text>
<text sub="clublinks" start="147.42" dur="4.98"> این پرونده به همان اندازه مرموز و غم انگیز بود - قربانی سالم ، منطقی جوان و </text>
<text sub="clublinks" start="152.4" dur="2.8"> تازه بدون دلیل مشخصی فوت کرده بود. </text>
<text sub="clublinks" start="155.2" dur="3.85"> اما ممکن است بخشی از معما کشور وطن وی باشد: این مرد اهل لائوس بود. </text>
<text sub="clublinks" start="159.05" dur="4.07"> ببینید ، فقط کامبوجی ها نبودند که در طول دوره سختی زندگی می کردند </text>
<text sub="clublinks" start="163.12" dur="1"> دهه 70 و 80 </text>
<text sub="clublinks" start="164.12" dur="4.58"> در لائوس ، CIA همونگ - یک گروه قومی در منطقه - را برای جنگ با شمال استخدام کرده بود </text>
<text sub="clublinks" start="168.7" dur="2.49"> سربازان ویتنامی در جنگ ویتنام. </text>
<text sub="clublinks" start="171.19" dur="3.85"> گویی که هومونگ با کشته شدن نامتناسب در طی آن ، همه چیز بد نبود </text>
<text sub="clublinks" start="175.04" dur="5.03"> جنگ - سربازان همونگ ده برابر بیشتر از سربازان آمریکایی خود می میرند - آنها </text>
<text sub="clublinks" start="180.07" dur="2.28"> همچنین در کشور خود مورد آزار و اذیت قرار گرفتند. </text>
<text sub="clublinks" start="182.35" dur="4.719"> وقتی لائوس کمونیست شد ، سربازان همونگ را به عنوان خیانتکار برای مبارزه علیه می دید </text>
<text sub="clublinks" start="187.069" dur="1.14"> ویتنام </text>
<text sub="clublinks" start="188.209" dur="4.421"> در پایان بسیاری از آنها به همراه پناهندگان از کامبوج و ویتنام به آمریکا فرار کردند. </text>
<text sub="clublinks" start="192.63" dur="4.08"> در حقیقت ، بیماری که در یک اردوگاه پناهجویان تحت نظارت پزشکان درگذشت ، این بیمار بود </text>
<text sub="clublinks" start="196.71" dur="3.23"> چهارمین مرد همونگ است که طی یک دوره نه ماهه در آمریکا می میرد. </text>
<text sub="clublinks" start="199.94" dur="6.21"> و بین سالهای 1981 و 1988 بیش از صد نفر از ویتنام ، لائوس و کامبوج درگذشتند </text>
<text sub="clublinks" start="206.15" dur="1.91"> به طرز مرموزی در خواب </text>
<text sub="clublinks" start="208.06" dur="3.69"> شاید این فقط یک تصادف باشد ، اما برای افراد سالم و جوان کاملاً غیرمعمول است </text>
<text sub="clublinks" start="211.75" dur="3.25"> مردم بدون هیچ توضیحی در خواب بمیرند. </text>
<text sub="clublinks" start="215" dur="2.989"> تقریباً همه کسانی که درگذشتند 20 تا 30 ساله بودند. </text>
<text sub="clublinks" start="217.989" dur="3.661"> حتی با وحشت بیشتر ، تقریباً همه قربانیان مرد و پسر بودند. </text>
<text sub="clublinks" start="221.65" dur="1.54"> فقط یک زن فوت کرد. </text>
<text sub="clublinks" start="223.19" dur="1.799"> چه چیزی در مورد مردان جوان آسیایی بود؟ </text>
<text sub="clublinks" start="224.989" dur="4.661"> و داستان یک پسر جوان باعث می شود که کل وضعیت حتی از آن شوم تر به نظر برسد </text>
<text sub="clublinks" start="229.65" dur="1.06"> قبلاً انجام می دهد ... </text>
<text sub="clublinks" start="230.71" dur="4.41"> اگر حتی به آرامی درگیر فیلم های ترسناک هستید ، این داستان ممکن است آشنا به نظر برسد. </text>
<text sub="clublinks" start="235.12" dur="4.28"> این به این دلیل است که به اصطلاح مرموز سندرم مرگ آسیایی الهام گرفته شد </text>
<text sub="clublinks" start="239.4" dur="2.14"> برای یک کابوس در خیابان نارون. </text>
<text sub="clublinks" start="241.54" dur="3.55"> پس از اینکه کارگردان فیلم وس کریوان روزی این خبر را در خبرها شنید ، به آن پی برد </text>
<text sub="clublinks" start="245.09" dur="2.39"> می تواند طرح ایده آل یک فیلم ترسناک باشد. </text>
<text sub="clublinks" start="247.48" dur="4.069"> بنابراین ، اگر شما هرگز فیلم را تماشا کنید و فردی کروگر شما را از بین می برد ، فایده ای ندارد </text>
<text sub="clublinks" start="251.549" dur="2.751"> به خود اطمینان دهید که این "فقط یک داستان است". </text>
<text sub="clublinks" start="254.3" dur="1.139"> متأسفم ، اما نه </text>
<text sub="clublinks" start="255.439" dur="3.58"> در حالی که من در این کار هستم ، ممکن است برخی از حقایق وحشتناک دیگر را نیز به سمت شما پرتاب کنم. </text>
<text sub="clublinks" start="259.019" dur="4.101"> کراون همچنین شخصیت فردی کروگر را بر اساس دو نفری که در زندگی واقعی می شناخت ، بنا نهاد. </text>
<text sub="clublinks" start="263.12" dur="5.06"> نام فردی کروگر از یک قلدر کودکی ، فرد کروگ ، که عذاب می داد الهام گرفت </text>
<text sub="clublinks" start="268.18" dur="1.73"> کریوان در کودکی </text>
<text sub="clublinks" start="269.91" dur="4.95"> و ظاهر و حال و هوای کلی او پس از آن رخ داد که کراون روزی در خانه پسر بود و </text>
<text sub="clublinks" start="274.86" dur="2.649"> پیرمردی با ظاهری عجیب و غریب را دید که از کنار گذشته است </text>
<text sub="clublinks" start="277.509" dur="5.471"> دو چشم قفل شده ، و به طرز عجیبی ، مرد نزدیک شد و بیرون پنجره اش ایستاد ، </text>
<text sub="clublinks" start="282.98" dur="1.1"> به او خیره شده است. </text>
<text sub="clublinks" start="284.08" dur="4.74"> پس از چند لحظه پرتنش ، پیرمرد دور شد ، اما بدیهی است که او یک اثر ماندگار از خود به جای گذاشت. </text>
<text sub="clublinks" start="288.82" dur="3.04"> لعنت ، و من فکر کردم که من یک شوخ طبعی پیچیده ای دارم. </text>
<text sub="clublinks" start="291.86" dur="1.56"> اما بازگشت به شیوع رویای قاتل. </text>
<text sub="clublinks" start="293.42" dur="4.07"> داستان در مورد مردی که در خواب فوت کرد ممکن است مرموز باشد ، اما هیچ کجا نیست </text>
<text sub="clublinks" start="297.49" dur="1.89"> تقریباً به اندازه این یکی خنک کننده است. </text>
<text sub="clublinks" start="299.38" dur="4.6"> یک خانواده کامبوجی از نسل کشی در دهه 1970 به آمریكا فرار كردند و آماده بودند </text>
<text sub="clublinks" start="303.98" dur="1"> زندگی جدیدی را شروع کن. </text>
<text sub="clublinks" start="304.98" dur="3.67"> فقط یک مشکل وجود داشت: پسر شروع به کابوس دیدن کرد. </text>
<text sub="clublinks" start="308.65" dur="2.19"> درست مثل آغاز بسیاری از فیلم های ترسناک خوب. </text>
<text sub="clublinks" start="310.84" dur="2.4"> پسر خواب تعقیب شدن را دید و وحشت زده از خواب بیدار شد. </text>
<text sub="clublinks" start="313.24" dur="4.709"> همه ما رویاهای وحشتناکی در مورد کسی که به دنبال ما می دوزد ، دیده ایم ، اما حدس می زنم او یک درجه یک باشد </text>
<text sub="clublinks" start="317.949" dur="4.091"> بالاتر از کابوس استاندارد ، زیرا آنها چنان او را رها کردند که از خواب پرهیز کرد </text>
<text sub="clublinks" start="322.04" dur="1"> کلا </text>
<text sub="clublinks" start="323.04" dur="3.87"> به معنای واقعی کلمه ، او خودش را مجبور می کند روزها بدون خواب بماند. </text>
<text sub="clublinks" start="326.91" dur="2.46"> حتما قهوه زیادی خورده است. </text>
<text sub="clublinks" start="329.37" dur="2.32"> والدین او به دلایل مشخص نگران بودند. </text>
<text sub="clublinks" start="331.69" dur="2.44"> آنها سعی کردند او را به خواب بکشند ، اما فایده ای نداشت. </text>
<text sub="clublinks" start="334.13" dur="3.45"> این بچه متقاعد شده بود که اگر خوابش ببرد ، می میرد. </text>
<text sub="clublinks" start="337.58" dur="3.14"> از دید یک خارجی ، همه چیز کمی ملودراماتیک به نظر می رسد. </text>
<text sub="clublinks" start="340.72" dur="2.569"> شاید این بچه نیاز به توجه والدین یا چیز دیگری داشته باشد. </text>
<text sub="clublinks" start="343.289" dur="3.041"> اما به طرز عجیبی معلوم شد که او بیش از حد واکنش نشان نمی دهد. </text>
<text sub="clublinks" start="346.33" dur="4.83"> هر چقدر اسپرسو مضاعف بنوشید ، در نهایت باید بخوابید. </text>
<text sub="clublinks" start="351.16" dur="3.5"> خوب ، علی رغم عزم و اراده ، این پسر نیز از این قاعده مستثنی نبود. </text>
<text sub="clublinks" start="354.66" dur="1.58"> یک روز خوابش برد. </text>
<text sub="clublinks" start="356.24" dur="3.769"> پدر و مادرش خیالشان راحت بود ، فکر می کردند سرانجام می توانند او را متقاعد کنند که در حالی که امنیت دارد در امنیت است </text>
<text sub="clublinks" start="360.009" dur="3.331"> خوابید و شیاطین از رویاهای او هرگز نتوانستند در زندگی واقعی او را آزار دهند. </text>
<text sub="clublinks" start="363.34" dur="1.18"> آه ، کنایه </text>
<text sub="clublinks" start="364.52" dur="4.39"> بشویید و تکرار کنید - پسر خوابش برد ، کابوس دید و شروع به فریاد زدن کرد. </text>
<text sub="clublinks" start="368.91" dur="3.72"> پدر و مادرش برای دلجویی او هجوم آوردند - فقط برای یافتن اینکه او قبلاً درگذشته است. </text>
<text sub="clublinks" start="372.63" dur="4.39"> به طور باورنکردنی ، کابوس او را کشته بود ، درست مثل صد مرد دیگر از لائوس ، </text>
<text sub="clublinks" start="377.02" dur="1.5"> کامبوج ، و ویتنام. </text>
<text sub="clublinks" start="378.52" dur="4.71"> این یک طرح مناسب برای یک فیلم ترسناک است - یک کودک خردسال که احساس خطر و منطقی می کند </text>
<text sub="clublinks" start="383.23" dur="3.14"> بزرگسالانی که حاضر به باور نظریه های پوچ او نبودند. </text>
<text sub="clublinks" start="386.37" dur="2.85"> اما چطور ممکن بود پسر جوانی در خواب بمیرد؟ </text>
<text sub="clublinks" start="389.22" dur="4.539"> مطمئناً یک توضیح منطقی وجود دارد که شامل دیو مانند فردی کروگر نمی شود؟ </text>
<text sub="clublinks" start="393.759" dur="3.361"> محققان تلاش کردند و موفق به یافتن علت پزشکی مرگ نشدند. </text>
<text sub="clublinks" start="397.12" dur="4.84"> آنها برخی از پیوندها را با ضربان قلب نامنظم پیدا کردند ، اما هیچ کس نمی دانست که علت این بی نظمی چیست </text>
<text sub="clublinks" start="401.96" dur="1.29"> ضربان قلب بود </text>
<text sub="clublinks" start="403.25" dur="2.44"> از آن زمان ، چند نظریه دیگر وجود دارد. </text>
<text sub="clublinks" start="405.69" dur="4.28"> یک توضیح این بود که پناهندگان در معرض عوامل عصبی شیمیایی مورد استفاده قرار گرفتند </text>
<text sub="clublinks" start="409.97" dur="1.13"> جنگ ویتنام </text>
<text sub="clublinks" start="411.1" dur="4.53"> به نظر ملایم منطقی است ، اما هیچ پزشکی نتوانست هیچ مدرک واقعی برای آن پیدا کند. </text>
<text sub="clublinks" start="415.63" dur="4.06"> علاوه بر این ، حتی اگر این ایده علمی باشد - که نشد - اما شکست خورد </text>
<text sub="clublinks" start="419.69" dur="4.5"> برای توضیح اینکه چرا عامل عصبی فقط در مردان و فقط در طول شب تأثیر می گذارد. </text>
<text sub="clublinks" start="424.19" dur="4.09"> ایده دیگر این بود که وحشت شبانه نشانه ای از اختلال استرس پس از سانحه است ، </text>
<text sub="clublinks" start="428.28" dur="4.789"> تحریک شده توسط تجربیات وحشتناک پناهندگان و دنیای ناآشنایی که وارد آن شده اند </text>
<text sub="clublinks" start="433.069" dur="1.121"> در ایالات متحده امریکا. </text>
<text sub="clublinks" start="434.19" dur="4.11"> اما باز هم ، اگرچه این تا حدودی منطقی است ، هیچ مدرک مناسبی برای آن وجود ندارد و نه </text>
<text sub="clublinks" start="438.3" dur="3.39"> توضیح دهید که چرا زنان نیز از PTSD رنج نمی برند. </text>
<text sub="clublinks" start="441.69" dur="2.03"> بنابراین ، به صفحه نقاشی برگردید. </text>
<text sub="clublinks" start="443.72" dur="3.979"> تا به حال داستان آن همسر پیر را شنیده اید که اگر در خواب بمیریم ، در واقع می میریم </text>
<text sub="clublinks" start="447.699" dur="3.81"> زندگی ، بنابراین ما همیشه قبل از خواب ، چند کسری از ثانیه از کابوس بیدار می شویم </text>
<text sub="clublinks" start="451.509" dur="1"> در مورد مرگ است؟ </text>
<text sub="clublinks" start="452.509" dur="3.831"> متأسفم که ناامید شدم - یا شاید این یک منبع تسکین باشد - اما این درست نیست. </text>
<text sub="clublinks" start="456.34" dur="3.44"> درست است که ، وقتی همه چیز در خواب روی می دهد ، می تواند ما را به همان چیزها تحریک کند </text>
<text sub="clublinks" start="459.78" dur="2.63"> واکنشهای فیزیولوژیکی در حالت بیداری </text>
<text sub="clublinks" start="462.41" dur="3.73"> نوعی شبیه وقتی که در خواب جیغ می کشید و سپس بیدار می شوید و می فهمید که واقعاً واقعی هستید </text>
<text sub="clublinks" start="466.14" dur="1"> جیغ زدن. </text>
<text sub="clublinks" start="467.14" dur="4.179"> یا وقتی در خواب ادرار می کنید و سپس بیدار می شوید و متوجه می شوید - اوه ، بیا ، </text>
<text sub="clublinks" start="471.319" dur="1.581"> لطفا بگویید فقط من نیستم. </text>
<text sub="clublinks" start="472.9" dur="4.44"> اصولاً از نظر تئوریك ممكن است كه یك رویا بتواند واكنش فیزیولوژیكی ایجاد كند </text>
<text sub="clublinks" start="477.34" dur="1.609"> که با مردن شما تمام می شود </text>
<text sub="clublinks" start="478.949" dur="4.661"> هنگامی که افراد به طور ناگهانی در خواب می میرند ، این امر به مرگ ناگهانی شبانه ناشناخته تبدیل می شود </text>
<text sub="clublinks" start="483.61" dur="1"> سندرم </text>
<text sub="clublinks" start="484.61" dur="2.24"> یک تکه اصطلاح اصطلاحات پزشکی خوب برای شما وجود دارد. </text>
<text sub="clublinks" start="486.85" dur="4.34"> برخی از مطالعات دانشگاهی فکر می کنند این پدیده می تواند بیولوژیکی یا ژنتیکی باشد ، توضیح می دهد </text>
<text sub="clublinks" start="491.19" dur="3.42"> چرا افراد از یک قومیت ، سن و جنس یکسان مردند. </text>
<text sub="clublinks" start="494.61" dur="4.19"> این بیماری که به عنوان سندرم بروگادا نیز شناخته می شود ، در واقع شایع ترین علت طبیعی است </text>
<text sub="clublinks" start="498.8" dur="2.269"> مرگ در میان جمعیت جوان و سالم آسیایی. </text>
<text sub="clublinks" start="501.069" dur="5.231"> این یک اختلال نادر ریتم قلب است که می تواند منجر به ایست ناگهانی قلب شود ، به معنی از دست دادن </text>
<text sub="clublinks" start="506.3" dur="1.869"> عملکرد قلب ، تنفس و هوشیاری </text>
<text sub="clublinks" start="508.169" dur="4.131"> این می تواند در حالی که افراد بیدار هستند اتفاق بیفتد ، اما در هنگام خواب کشنده ترین است. </text>
<text sub="clublinks" start="512.3" dur="1"> بله ، من می دانم </text>
<text sub="clublinks" start="513.3" dur="5.13"> یک بیماری ژنتیکی نادر در مقایسه با ورود یک ماشین دروغین ترسناک است که به نوعی ضد اکلیماکس است </text>
<text sub="clublinks" start="518.43" dur="1"> کابوس های بچه ها. </text>
<text sub="clublinks" start="519.43" dur="1.64"> اما ما هنوز همه چیز را نمی دانیم. </text>
<text sub="clublinks" start="521.07" dur="4.329"> از زمان اوج گرفتن در اواسط و اواخر دهه 1980 ، مرگ بر اثر ناگهانی مرگ شبانه غیر قابل توضیح </text>
<text sub="clublinks" start="525.399" dur="4.921"> سندرم ، سندرم بروگادا یا هر چیز دیگری که می خواهید آن را بنامید ، به شدت کاهش یافته است. </text>
<text sub="clublinks" start="530.32" dur="4.23"> هیچ کس نمی تواند این کاهش را به طور کامل توضیح دهد ، بنابراین ما نمی توانیم هیچ تجارت خنده دار یا </text>
<text sub="clublinks" start="534.55" dur="1.62"> درو دروغین کاملاً هنوز. </text>
<text sub="clublinks" start="536.17" dur="2.07"> به هر حال دیر می شود. </text>
<text sub="clublinks" start="538.24" dur="1"> وقت خوابیدن است ... </text>
<text sub="clublinks" start="539.24" dur="5.57"> یا ، فیلم های ما را ببینید "دانشمندان نشان می دهند چگونه رویاها می توانند شما را در زندگی واقعی بکشند" یا </text>
<text sub="clublinks" start="544.81" dur="2.25"> "حواص شب ، دیو که در خواب به دیدار تو می آید." </text>