اگر خدا ، چرا Coronavirus subtitles

- این "چرا؟" اغلب سؤال می شود ، توسط فلاسفه صندلی بازو ، و برخی از ما حتی ممکن است از این طریق سؤال کرده باشند در بعضی مواقع زندگی ما ، اما هیچ کس نمی پرسد سوال از این طریق در حال حاضر به همین دلیل است که با احساسات واقعی پرسیده می شود ، و برای بسیاری از مردم ، حتی با ناامیدی. همیشه سعی می کنم اولین مکالمه را به خاطر بسپارم من تا به حال در مورد رنج ، بعد از اینکه در سالهای دانشگاهی مسیحی شدم ، با خاله من رجینا بود ، و او در مورد درد و رنج جدی با من صحبت کرد در زندگی و زندگی پسرش ، پسر عموی من ، چارلز ، و بعد از اینکه من به او گوش کردم در مورد این صحبت کرد ، در آن زمان ، من بیشتر به این سوال علاقه مند بودم ، سؤال فلسفی ، از سؤال کننده ، و من به سرعت شروع کردم به صحبت کردن برخی از توضیحات فلسفی من چرا خدا ممکن است اجازه دهد چارلز متحمل رنج شود و عمه من رجینا خیلی لطف به من گوش کرد و سپس در پایان ، او گفت ، "اما وینس ، که به من به عنوان یک مادر صحبت نمی کند. " و من همیشه سعی کردم این خط را به خاطر بسپارم هنگام تلاش برای پاسخ به این نوع سؤال عیسی خیلی بهتر از من بود در یادآوری آن احساسات وقتی دوست خوبش لازاروس بیمار بود ، عیسی دو روز صبر کرد قبل از اینکه او را ببیند ، و لازاروس قبل از رسیدن عیسی به آنجا زخمی شد ، و خواندن بین خطوط و گذرگاه ، مری و مارتا خیلی تحت تأثیر قرار نگرفتند ، خواهران لازار و آنها گفتند ، "عیسی ، چرا زودتر نیامدی ، اگر شما اینجا بوده اید ، برادر ما هنوز زنده خواهد بود ، برای خودت چی باید بگی؟ " و به عنوان یک مسیحی ، من در آن زمان اعتقاد دارم ، عیسی می توانست توضیحی بدهد ، اما این کار را نکرد. متن می گوید که عیسی گریه کرد. این کوتاهترین آیه در کتاب مقدس است ، و برای من به عنوان یک مسیحی بسیار مهم است ، اول و مهمتر از همه ، خدا از رنج این دنیا گریه می کند ، و این اولین پاسخ ما نیز هست من چند مورد دیگر خواهم گفت اما لطفا من را در مجموعه برنامه های مختلف برای شنیدن بشنوید این به هیچ وجه به معنای پاسخی جامع نیست به این سوال من فکر می کنم جالب است ، وقتی در مورد چیزی مانند Coronavirus صحبت می کنیم. در فلسفه ، از آن به عنوان "شر طبیعی" یاد می شود. و این به خودی خود یک اصطلاحات جالب است ، ممکن است فکر کنید که آن اکسی مورون است ، ممکن است فکر کنید که واقعاً طبیعی است ، اگر فقط به روشی باشد که تصور می شود ، اگر این فقط راهی است که فیزیک باید فعالیت کند ، آیا واقعاً شر است؟ آیا می توانید یک مقوله اخلاقی مانند شر را بدست آورید از چیزی که فقط جسمی و طبیعی است؟ و اگر شر است ، آیا واقعاً طبیعی است؟ اگر واقعاً شر است ، آیا این امر آن را غیر طبیعی و طبیعی نخواهد بود؟ و بنابراین این یک اصطلاح جالب است ، فکر می کنم واقعاً این طبقه بندی است ، اگر به سمت خدا باشد نه به دور از خدا. در صورتيكه به يك فرد قانونگذار اخلاقي اشاره كند چه کسی می تواند زمینه ای برای یک معیار اخلاقی باشد واقعیت بیشتری که می تواند ما را به یک مقوله بدل کند مانند شر اخلاقی. و همچنین ، به روایتی این به معنای این واقعیت است که به نظر می رسد بسیار غیر طبیعی ، به نظر نمی رسد که اینگونه باشد همه چیز قرار است باشد چشم انداز دیگری که می خواهم در اینجا باز کنم ، آیا این شر طبیعی است ، آنها ذاتاً شر نیستند. اگر گردباد دارید و در حال تماشای آن هستید از یک فاصله ایمن ، دیدن این با شکوه است ، می تواند زیبا باشد. اگر ویروس را زیر میکروسکوپ قرار دهید ، می توان زیبا بود ، و حتی یک دسته از ویروس ها وجود دارد ، ویروس های دوستانه ، ما به بدن آنها احتیاج داریم. اکثر قریب به اتفاق ویروس ها نتیجه بدی ندارند آنها نتیجه خوبی می گیرند ، و در واقع ، اگر در دنیا ویروس نداشتیم ، باکتری ها خیلی سریع تکثیر می شوند که کل زمین را بپوشاند و هیچ چیز نمی تواند بر روی زمین ساکن باشد ، از جمله ما. این سؤال را ایجاد می کند: آیا مشکل ویژگی های اساسی و طبیعی است از جهان ما ، یا مشکل است راهی که ما در محیط خود کار می کنیم؟ آیا ممکن است اینگونه باشد ، که ما عملکردی نداریم ، بدن ما ، روشی که قرار است بخواهیم در محیطی که در آن هستیم وقتی کودکی وحشی از تمام جامعه خارج می شود ، از همه رابطه ، آن کودک در نظر گرفته شده بود ، کودک به درستی کار نمی کند در محیط خود آیا ممکن است موردی باشد که ما ، به عنوان یک بشریت ، به عنوان یک کل ، زندگی می کنند از خارج از متن از رابطه ای که برای ما بیشتر مقدر شده بود ، و ما به طور صحیح در محیط خود کار نمی کنیم؟ چیزهای دیگری برای گفتن در مورد این موضوع وجود دارد ، یک زاویه دیگر را باز خواهم کرد ، فقط برای توجه شما. اغلب مواقعی که به رنج فکر می کنیم ، ما مثل این فکر می کنیم: ما خود را در این جهان تصویر می کنیم ، با همه رنج هایش سپس خود را در دنیایی کاملاً متفاوت تصویر می کنیم ، بدون رنج ، یا رنج بسیار کمتری ، و بعد از خودمان تعجب می کنیم ، مطمئناً ، خدا باید مرا در جهان دیگر می ساخت. فکر معقول ، اما به طور بالقوه مشکل ساز است ، زیرا ما هرگز این سؤال را نپرسیدیم: آیا هنوز هم شما و من ، و افرادی که ما آنها را دوست داریم در آن دنیای بسیار متفاوت که فکر می کنیم آرزو می کردیم که خدا ساخته باشد. در لحظه ناامیدی از پدرم ، این واقعاً هرگز اتفاق نمی افتد ، پدر ، اما در یک لحظه ناامیدی از پدرم ، ممکن است آرزو کنم مادرم با شخص دیگری ازدواج کرده باشد. ممکن است قد بلندتر باشد ، مثل عبدو ، شاید بهتر بود ، مثل عبدو ، من بهتر می شدم ، من می توانم به این روش فکر کنم ، اما پس از آن من باید متوقف و متوجه شدم این روش صحیحی برای فکر کردن نیست ، اگر مادرم به غیر از پدرم با کسی زخمی شده بود ، این من نبودم که هستم ، این یک کودک کاملا متفاوت بود که وجود داشته است خوب حالا تصور کنید نه فقط تغییر کنید آن بخش کوچکی از تاریخ ، اما تصور کنید که راه را تغییر دهید کل جهان طبیعی عمل می کند. تصور کنید اگر ما هرگز مستعد ابتلا به بیماری نبودیم ، یا تصور کنید که زمین شناسی صفحه رفتار نمی کند اگر آنها قوانین فیزیک را انجام دهند دوباره طراحی شده بود ، نتیچه چه خواهد شد؟ و من فکر می کنم یکی از نتایج این است که هیچ یک از ما هرگز زندگی نکرده ایم ، و به عنوان یک مسیحی ، فکر نمی کنم خدا نتیجه را دوست داشته باشد زیرا من فکر می کنم یکی از چیزها او در مورد این جهان ارزش دارد ، حتی اگر من فکر می کنم او از رنج های موجود در آن متنفر است ، این است که این جهانی است که به شما اجازه می دهد وجود داشته باشد ، و به من اجازه داد تا وجود داشته باشم ، و اجازه می دهد برای هر شخصی که می بینیم در خیابان قدم می زند برای به وجود آمدن من معتقدم که خدا شما را هدف قرار داده است قبل از بنیاد جهان ، که او شما را در رحم مادرتان گره می زند ، که او شما را قبل از به دنیا آمدن می دانست. او شما را می خواست ، و این جهانی بود این امکان را برای وجود شما فراهم می آورد و به او ارتباط برقرار شود. آیا ما می خواهیم پاسخ این سؤال را داشته باشیم؟ نه ، ما نیستیم ، اما فکر نمی کنم انتظار داشته باشیم. من امروز صبح فکر می کردم چطور پسر یک ساله من ، رافائل ، و او به طور کلی نمی فهمد چرا بعضی اوقات به او اجازه می دهم رنج ببرد ، و من به طور خاص به یک نمونه فکر می کردم جایی که آنها مجبور بودند برخی از آزمایشات را بر روی قلب او انجام دهند ، و من آنجا بودم که او را نگه داشتم ، در حالی که او با وحشت فریاد می زد با این همه سیم از سینه او بیرون می آید همانطور که آنها این آزمایشات را انجام دادند. او نمی توانست درک کند. او نمی توانست درک کند که من او را دوست دارم در آن لحظه ، و همه من به عنوان یک پدر می توانم انجام دهم ، من فقط مدام می گفتم "من اینجا هستم ، اینجا هستم ، اینجا هستم." من فقط تکرار می کردم که درنهایت دلیل اینکه به خدا اعتماد دارم از طریق چیزی مانند Coronavirus به دلیل فلسفه نیست ، اما به این دلیل که من خدای مسیحی را باور دارم آمد و او با ما رنج برد. من معتقدم که در شخص مسیح ، این روش خدا برای گفتن است ، "من اینجا هستم ، من اینجا هستم ، من اینجا هستم. " و به قول خود عیسی ، "اینجا هستم. من در در ایستاده ام و می کوبم ، اگر کسی صدای من را بشنود و در را باز کند ، وارد خواهم شد و با او می خورم ، و او با من " این امیدی است که ما داریم ، امید به یک صمیمیت زیبا این می تواند ابدی باشد و این یک امید است من اعتقاد دارم که باید در این زمان به عقب برویم.

اگر خدا ، چرا Coronavirus

View online
< ?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><>
<text sub="clublinks" start="4.28" dur="4.52"> - این "چرا؟" اغلب سؤال می شود ، </text>
<text sub="clublinks" start="8.8" dur="2.18"> توسط فلاسفه صندلی بازو ، </text>
<text sub="clublinks" start="10.98" dur="3.7"> و برخی از ما حتی ممکن است از این طریق سؤال کرده باشند </text>
<text sub="clublinks" start="14.68" dur="1.92"> در بعضی مواقع زندگی ما ، اما هیچ کس نمی پرسد </text>
<text sub="clublinks" start="16.6" dur="2.06"> سوال از این طریق در حال حاضر </text>
<text sub="clublinks" start="18.66" dur="4.36"> به همین دلیل است که با احساسات واقعی پرسیده می شود ، </text>
<text sub="clublinks" start="23.02" dur="3.4"> و برای بسیاری از مردم ، حتی با ناامیدی. </text>
<text sub="clublinks" start="26.42" dur="3.48"> همیشه سعی می کنم اولین مکالمه را به خاطر بسپارم </text>
<text sub="clublinks" start="29.9" dur="1.27"> من تا به حال در مورد رنج ، </text>
<text sub="clublinks" start="31.17" dur="3.05"> بعد از اینکه در سالهای دانشگاهی مسیحی شدم ، </text>
<text sub="clublinks" start="34.22" dur="2.2"> با خاله من رجینا بود ، </text>
<text sub="clublinks" start="36.42" dur="2.53"> و او در مورد درد و رنج جدی با من صحبت کرد </text>
<text sub="clublinks" start="38.95" dur="3.2"> در زندگی و زندگی پسرش ، پسر عموی من ، چارلز ، </text>
<text sub="clublinks" start="42.15" dur="2.5"> و بعد از اینکه من به او گوش کردم در مورد این صحبت کرد ، </text>
<text sub="clublinks" start="44.65" dur="2.84"> در آن زمان ، من بیشتر به این سوال علاقه مند بودم ، </text>
<text sub="clublinks" start="47.49" dur="2.68"> سؤال فلسفی ، از سؤال کننده ، </text>
<text sub="clublinks" start="50.17" dur="1.7"> و من به سرعت شروع کردم به صحبت کردن </text>
<text sub="clublinks" start="51.87" dur="2.07"> برخی از توضیحات فلسفی من </text>
<text sub="clublinks" start="53.94" dur="4.39"> چرا خدا ممکن است اجازه دهد چارلز متحمل رنج شود </text>
<text sub="clublinks" start="58.33" dur="3.74"> و عمه من رجینا خیلی لطف به من گوش کرد </text>
<text sub="clublinks" start="62.07" dur="2.14"> و سپس در پایان ، او گفت ، "اما وینس ، </text>
<text sub="clublinks" start="64.21" dur="3.01"> که به من به عنوان یک مادر صحبت نمی کند. " </text>
<text sub="clublinks" start="67.22" dur="2.6"> و من همیشه سعی کردم این خط را به خاطر بسپارم </text>
<text sub="clublinks" start="69.82" dur="2.25"> هنگام تلاش برای پاسخ به این نوع سؤال </text>
<text sub="clublinks" start="72.07" dur="1.5"> عیسی خیلی بهتر از من بود </text>
<text sub="clublinks" start="73.57" dur="2.39"> در یادآوری آن احساسات </text>
<text sub="clublinks" start="75.96" dur="2.04"> وقتی دوست خوبش لازاروس بیمار بود ، </text>
<text sub="clublinks" start="78" dur="1.27"> عیسی دو روز صبر کرد </text>
<text sub="clublinks" start="79.27" dur="1.71"> قبل از اینکه او را ببیند ، </text>
<text sub="clublinks" start="80.98" dur="2.68"> و لازاروس قبل از رسیدن عیسی به آنجا زخمی شد ، </text>
<text sub="clublinks" start="83.66" dur="1.9"> و خواندن بین خطوط و گذرگاه ، </text>
<text sub="clublinks" start="85.56" dur="2.1"> مری و مارتا خیلی تحت تأثیر قرار نگرفتند ، </text>
<text sub="clublinks" start="87.66" dur="1.35"> خواهران لازار و آنها گفتند ، </text>
<text sub="clublinks" start="89.01" dur="1.65"> "عیسی ، چرا زودتر نیامدی ، </text>
<text sub="clublinks" start="90.66" dur="1.95"> اگر شما اینجا بوده اید ، برادر ما هنوز زنده خواهد بود ، </text>
<text sub="clublinks" start="92.61" dur="1.54"> برای خودت چی باید بگی؟ " </text>
<text sub="clublinks" start="94.15" dur="1.11"> و به عنوان یک مسیحی ، </text>
<text sub="clublinks" start="95.26" dur="2.27"> من در آن زمان اعتقاد دارم ، </text>
<text sub="clublinks" start="97.53" dur="3.05"> عیسی می توانست توضیحی بدهد ، اما این کار را نکرد. </text>
<text sub="clublinks" start="100.58" dur="3.14"> متن می گوید که عیسی گریه کرد. </text>
<text sub="clublinks" start="103.72" dur="2.49"> این کوتاهترین آیه در کتاب مقدس است ، </text>
<text sub="clublinks" start="106.21" dur="3.08"> و برای من به عنوان یک مسیحی بسیار مهم است ، </text>
<text sub="clublinks" start="109.29" dur="1.42"> اول و مهمتر از همه ، </text>
<text sub="clublinks" start="110.71" dur="2.63"> خدا از رنج این دنیا گریه می کند ، </text>
<text sub="clublinks" start="113.34" dur="2.45"> و این اولین پاسخ ما نیز هست </text>
<text sub="clublinks" start="115.79" dur="1.97"> من چند مورد دیگر خواهم گفت </text>
<text sub="clublinks" start="117.76" dur="1.95"> اما لطفا من را در مجموعه برنامه های مختلف برای شنیدن بشنوید </text>
<text sub="clublinks" start="119.71" dur="3.42"> این به هیچ وجه به معنای پاسخی جامع نیست </text>
<text sub="clublinks" start="123.13" dur="1.29"> به این سوال </text>
<text sub="clublinks" start="124.42" dur="2.05"> من فکر می کنم جالب است ، </text>
<text sub="clublinks" start="126.47" dur="3.33"> وقتی در مورد چیزی مانند Coronavirus صحبت می کنیم. </text>
<text sub="clublinks" start="129.8" dur="4.61"> در فلسفه ، از آن به عنوان "شر طبیعی" یاد می شود. </text>
<text sub="clublinks" start="134.41" dur="3.44"> و این به خودی خود یک اصطلاحات جالب است ، </text>
<text sub="clublinks" start="137.85" dur="2.18"> ممکن است فکر کنید که آن اکسی مورون است ، </text>
<text sub="clublinks" start="140.03" dur="2.06"> ممکن است فکر کنید که واقعاً طبیعی است ، </text>
<text sub="clublinks" start="142.09" dur="2.23"> اگر فقط به روشی باشد که تصور می شود ، </text>
<text sub="clublinks" start="144.32" dur="4.08"> اگر این فقط راهی است که فیزیک باید فعالیت کند ، </text>
<text sub="clublinks" start="148.4" dur="1.22"> آیا واقعاً شر است؟ </text>
<text sub="clublinks" start="149.62" dur="2.92"> آیا می توانید یک مقوله اخلاقی مانند شر را بدست آورید </text>
<text sub="clublinks" start="152.54" dur="3.69"> از چیزی که فقط جسمی و طبیعی است؟ </text>
<text sub="clublinks" start="156.23" dur="3.62"> و اگر شر است ، آیا واقعاً طبیعی است؟ </text>
<text sub="clublinks" start="159.85" dur="1.55"> اگر واقعاً شر است ، </text>
<text sub="clublinks" start="161.4" dur="3.27"> آیا این امر آن را غیر طبیعی و طبیعی نخواهد بود؟ </text>
<text sub="clublinks" start="164.67" dur="1.99"> و بنابراین این یک اصطلاح جالب است ، </text>
<text sub="clublinks" start="166.66" dur="2.996"> فکر می کنم واقعاً این طبقه بندی است ، </text>
<text sub="clublinks" start="169.656" dur="4.684"> اگر به سمت خدا باشد نه به دور از خدا. </text>
<text sub="clublinks" start="174.34" dur="2.92"> در صورتيكه به يك فرد قانونگذار اخلاقي اشاره كند </text>
<text sub="clublinks" start="177.26" dur="2.06"> چه کسی می تواند زمینه ای برای یک معیار اخلاقی باشد </text>
<text sub="clublinks" start="179.32" dur="2.65"> واقعیت بیشتری که می تواند ما را به یک مقوله بدل کند </text>
<text sub="clublinks" start="181.97" dur="1.67"> مانند شر اخلاقی. </text>
<text sub="clublinks" start="183.64" dur="2.29"> و همچنین ، به روایتی </text>
<text sub="clublinks" start="185.93" dur="2.89"> این به معنای این واقعیت است که به نظر می رسد </text>
<text sub="clublinks" start="188.82" dur="3.51"> بسیار غیر طبیعی ، به نظر نمی رسد که اینگونه باشد </text>
<text sub="clublinks" start="192.33" dur="1.523"> همه چیز قرار است باشد </text>
<text sub="clublinks" start="195.8" dur="3.78"> چشم انداز دیگری که می خواهم در اینجا باز کنم ، </text>
<text sub="clublinks" start="199.58" dur="2.21"> آیا این شر طبیعی است ، </text>
<text sub="clublinks" start="201.79" dur="3.09"> آنها ذاتاً شر نیستند. </text>
<text sub="clublinks" start="204.88" dur="2.66"> اگر گردباد دارید و در حال تماشای آن هستید </text>
<text sub="clublinks" start="207.54" dur="1.78"> از یک فاصله ایمن ، </text>
<text sub="clublinks" start="209.32" dur="2.53"> دیدن این با شکوه است ، </text>
<text sub="clublinks" start="211.85" dur="1.75"> می تواند زیبا باشد. </text>
<text sub="clublinks" start="213.6" dur="2.16"> اگر ویروس را زیر میکروسکوپ قرار دهید ، </text>
<text sub="clublinks" start="215.76" dur="3.04"> می توان زیبا بود ، </text>
<text sub="clublinks" start="218.8" dur="2.33"> و حتی یک دسته از ویروس ها وجود دارد ، </text>
<text sub="clublinks" start="221.13" dur="3.17"> ویروس های دوستانه ، ما به بدن آنها احتیاج داریم. </text>
<text sub="clublinks" start="224.3" dur="3.9"> اکثر قریب به اتفاق ویروس ها نتیجه بدی ندارند </text>
<text sub="clublinks" start="228.2" dur="1.6"> آنها نتیجه خوبی می گیرند ، و در واقع ، </text>
<text sub="clublinks" start="229.8" dur="1.75"> اگر در دنیا ویروس نداشتیم ، </text>
<text sub="clublinks" start="231.55" dur="1.9"> باکتری ها خیلی سریع تکثیر می شوند </text>
<text sub="clublinks" start="233.45" dur="2.18"> که کل زمین را بپوشاند </text>
<text sub="clublinks" start="235.63" dur="4.39"> و هیچ چیز نمی تواند بر روی زمین ساکن باشد ، از جمله ما. </text>
<text sub="clublinks" start="240.02" dur="1.22"> این سؤال را ایجاد می کند: </text>
<text sub="clublinks" start="241.24" dur="3.03"> آیا مشکل ویژگی های اساسی و طبیعی است </text>
<text sub="clublinks" start="244.27" dur="1.66"> از جهان ما ، یا مشکل است </text>
<text sub="clublinks" start="245.93" dur="4.22"> راهی که ما در محیط خود کار می کنیم؟ </text>
<text sub="clublinks" start="250.15" dur="2.9"> آیا ممکن است اینگونه باشد ، که ما عملکردی نداریم ، </text>
<text sub="clublinks" start="253.05" dur="1.88"> بدن ما ، روشی که قرار است بخواهیم </text>
<text sub="clublinks" start="254.93" dur="1.48"> در محیطی که در آن هستیم </text>
<text sub="clublinks" start="256.41" dur="2.77"> وقتی کودکی وحشی از تمام جامعه خارج می شود ، </text>
<text sub="clublinks" start="259.18" dur="2.27"> از همه رابطه ، آن کودک </text>
<text sub="clublinks" start="261.45" dur="3.09"> در نظر گرفته شده بود ، کودک به درستی کار نمی کند </text>
<text sub="clublinks" start="264.54" dur="1.26"> در محیط خود </text>
<text sub="clublinks" start="265.8" dur="2.71"> آیا ممکن است موردی باشد که ما ، </text>
<text sub="clublinks" start="268.51" dur="1.78"> به عنوان یک بشریت ، به عنوان یک کل ، </text>
<text sub="clublinks" start="270.29" dur="2.89"> زندگی می کنند از خارج از متن </text>
<text sub="clublinks" start="273.18" dur="3.83"> از رابطه ای که برای ما بیشتر مقدر شده بود ، </text>
<text sub="clublinks" start="277.01" dur="3.51"> و ما به طور صحیح در محیط خود کار نمی کنیم؟ </text>
<text sub="clublinks" start="280.52" dur="3.15"> چیزهای دیگری برای گفتن در مورد این موضوع وجود دارد ، </text>
<text sub="clublinks" start="283.67" dur="3.76"> یک زاویه دیگر را باز خواهم کرد ، فقط برای توجه شما. </text>
<text sub="clublinks" start="287.43" dur="2.31"> اغلب مواقعی که به رنج فکر می کنیم ، </text>
<text sub="clublinks" start="289.74" dur="1.79"> ما مثل این فکر می کنیم: </text>
<text sub="clublinks" start="291.53" dur="1.59"> ما خود را در این جهان تصویر می کنیم ، </text>
<text sub="clublinks" start="293.12" dur="1.59"> با همه رنج هایش </text>
<text sub="clublinks" start="294.71" dur="2.98"> سپس خود را در دنیایی کاملاً متفاوت تصویر می کنیم ، </text>
<text sub="clublinks" start="297.69" dur="2.33"> بدون رنج ، یا رنج بسیار کمتری ، </text>
<text sub="clublinks" start="300.02" dur="1.37"> و بعد از خودمان تعجب می کنیم ، </text>
<text sub="clublinks" start="301.39" dur="3.93"> مطمئناً ، خدا باید مرا در جهان دیگر می ساخت. </text>
<text sub="clublinks" start="305.32" dur="1.84"> فکر معقول ، </text>
<text sub="clublinks" start="307.16" dur="1.97"> اما به طور بالقوه مشکل ساز است ، </text>
<text sub="clublinks" start="309.13" dur="2.2"> زیرا ما هرگز این سؤال را نپرسیدیم: </text>
<text sub="clublinks" start="311.33" dur="3.67"> آیا هنوز هم شما و من ، </text>
<text sub="clublinks" start="315" dur="2.08"> و افرادی که ما آنها را دوست داریم </text>
<text sub="clublinks" start="317.08" dur="2.06"> در آن دنیای بسیار متفاوت </text>
<text sub="clublinks" start="319.14" dur="3.59"> که فکر می کنیم آرزو می کردیم که خدا ساخته باشد. </text>
<text sub="clublinks" start="322.73" dur="1.94"> در لحظه ناامیدی از پدرم ، </text>
<text sub="clublinks" start="324.67" dur="1.4"> این واقعاً هرگز اتفاق نمی افتد ، پدر ، </text>
<text sub="clublinks" start="326.07" dur="1.78"> اما در یک لحظه ناامیدی از پدرم ، </text>
<text sub="clublinks" start="327.85" dur="3.67"> ممکن است آرزو کنم مادرم با شخص دیگری ازدواج کرده باشد. </text>
<text sub="clublinks" start="331.52" dur="1.35"> ممکن است قد بلندتر باشد ، مثل عبدو ، </text>
<text sub="clublinks" start="332.87" dur="1.72"> شاید بهتر بود ، مثل عبدو ، </text>
<text sub="clublinks" start="334.59" dur="1.11"> من بهتر می شدم ، </text>
<text sub="clublinks" start="335.7" dur="1.59"> من می توانم به این روش فکر کنم ، </text>
<text sub="clublinks" start="337.29" dur="1.5"> اما پس از آن من باید متوقف و متوجه شدم </text>
<text sub="clublinks" start="338.79" dur="1.14"> این روش صحیحی برای فکر کردن نیست ، </text>
<text sub="clublinks" start="339.93" dur="2.44"> اگر مادرم به غیر از پدرم با کسی زخمی شده بود ، </text>
<text sub="clublinks" start="342.37" dur="1.46"> این من نبودم که هستم ، </text>
<text sub="clublinks" start="343.83" dur="1.88"> این یک کودک کاملا متفاوت بود </text>
<text sub="clublinks" start="345.71" dur="1.39"> که وجود داشته است </text>
<text sub="clublinks" start="347.1" dur="1.83"> خوب حالا تصور کنید نه فقط تغییر کنید </text>
<text sub="clublinks" start="348.93" dur="1.09"> آن بخش کوچکی از تاریخ ، </text>
<text sub="clublinks" start="350.02" dur="1.63"> اما تصور کنید که راه را تغییر دهید </text>
<text sub="clublinks" start="351.65" dur="2.72"> کل جهان طبیعی عمل می کند. </text>
<text sub="clublinks" start="354.37" dur="2.86"> تصور کنید اگر ما هرگز مستعد ابتلا به بیماری نبودیم ، </text>
<text sub="clublinks" start="357.23" dur="2.43"> یا تصور کنید که زمین شناسی صفحه رفتار نمی کند </text>
<text sub="clublinks" start="359.66" dur="1.92"> اگر آنها قوانین فیزیک را انجام دهند </text>
<text sub="clublinks" start="361.58" dur="1.19"> دوباره طراحی شده بود ، </text>
<text sub="clublinks" start="362.77" dur="1.78"> نتیچه چه خواهد شد؟ </text>
<text sub="clublinks" start="364.55" dur="1.77"> و من فکر می کنم یکی از نتایج </text>
<text sub="clublinks" start="366.32" dur="2.97"> این است که هیچ یک از ما هرگز زندگی نکرده ایم ، </text>
<text sub="clublinks" start="369.29" dur="1.76"> و به عنوان یک مسیحی ، </text>
<text sub="clublinks" start="371.05" dur="1.87"> فکر نمی کنم خدا نتیجه را دوست داشته باشد </text>
<text sub="clublinks" start="372.92" dur="1.4"> زیرا من فکر می کنم یکی از چیزها </text>
<text sub="clublinks" start="374.32" dur="1.62"> او در مورد این جهان ارزش دارد ، </text>
<text sub="clublinks" start="375.94" dur="3.46"> حتی اگر من فکر می کنم او از رنج های موجود در آن متنفر است ، </text>
<text sub="clublinks" start="379.4" dur="2.91"> این است که این جهانی است که به شما اجازه می دهد وجود داشته باشد ، </text>
<text sub="clublinks" start="382.31" dur="1.64"> و به من اجازه داد تا وجود داشته باشم ، </text>
<text sub="clublinks" start="383.95" dur="2.76"> و اجازه می دهد برای هر شخصی که می بینیم در خیابان قدم می زند </text>
<text sub="clublinks" start="386.71" dur="0.93"> برای به وجود آمدن </text>
<text sub="clublinks" start="387.64" dur="2.18"> من معتقدم که خدا شما را هدف قرار داده است </text>
<text sub="clublinks" start="389.82" dur="1.91"> قبل از بنیاد جهان ، </text>
<text sub="clublinks" start="391.73" dur="2.66"> که او شما را در رحم مادرتان گره می زند ، </text>
<text sub="clublinks" start="394.39" dur="2.77"> که او شما را قبل از به دنیا آمدن می دانست. </text>
<text sub="clublinks" start="397.16" dur="1.91"> او شما را می خواست ، و این جهانی بود </text>
<text sub="clublinks" start="399.07" dur="2.08"> این امکان را برای وجود شما فراهم می آورد </text>
<text sub="clublinks" start="401.15" dur="3.22"> و به او ارتباط برقرار شود. </text>
<text sub="clublinks" start="404.37" dur="2.65"> آیا ما می خواهیم پاسخ این سؤال را داشته باشیم؟ </text>
<text sub="clublinks" start="407.02" dur="3.1"> نه ، ما نیستیم ، اما فکر نمی کنم انتظار داشته باشیم. </text>
<text sub="clublinks" start="410.12" dur="1.82"> من امروز صبح فکر می کردم چطور </text>
<text sub="clublinks" start="411.94" dur="2.17"> پسر یک ساله من ، رافائل ، </text>
<text sub="clublinks" start="414.11" dur="3.08"> و او به طور کلی نمی فهمد </text>
<text sub="clublinks" start="417.19" dur="2.38"> چرا بعضی اوقات به او اجازه می دهم رنج ببرد ، </text>
<text sub="clublinks" start="419.57" dur="2.04"> و من به طور خاص به یک نمونه فکر می کردم </text>
<text sub="clublinks" start="421.61" dur="2.34"> جایی که آنها مجبور بودند برخی از آزمایشات را بر روی قلب او انجام دهند ، </text>
<text sub="clublinks" start="423.95" dur="3.063"> و من آنجا بودم که او را نگه داشتم ، </text>
<text sub="clublinks" start="427.88" dur="1.73"> در حالی که او با وحشت فریاد می زد </text>
<text sub="clublinks" start="429.61" dur="3.39"> با این همه سیم از سینه او بیرون می آید </text>
<text sub="clublinks" start="433" dur="1.96"> همانطور که آنها این آزمایشات را انجام دادند. </text>
<text sub="clublinks" start="434.96" dur="2.22"> او نمی توانست درک کند. </text>
<text sub="clublinks" start="437.18" dur="2.2"> او نمی توانست درک کند که من او را دوست دارم </text>
<text sub="clublinks" start="439.38" dur="0.833"> در آن لحظه ، </text>
<text sub="clublinks" start="440.213" dur="1.397"> و همه من به عنوان یک پدر می توانم انجام دهم ، </text>
<text sub="clublinks" start="441.61" dur="3.61"> من فقط مدام می گفتم "من اینجا هستم ، اینجا هستم ، اینجا هستم." </text>
<text sub="clublinks" start="445.22" dur="2.52"> من فقط تکرار می کردم که </text>
<text sub="clublinks" start="447.74" dur="2.38"> درنهایت دلیل اینکه به خدا اعتماد دارم </text>
<text sub="clublinks" start="450.12" dur="2.41"> از طریق چیزی مانند Coronavirus </text>
<text sub="clublinks" start="452.53" dur="2.03"> به دلیل فلسفه نیست ، </text>
<text sub="clublinks" start="454.56" dur="1.78"> اما به این دلیل که من خدای مسیحی را باور دارم </text>
<text sub="clublinks" start="456.34" dur="2.53"> آمد و او با ما رنج برد. </text>
<text sub="clublinks" start="458.87" dur="2.04"> من معتقدم که در شخص مسیح ، </text>
<text sub="clublinks" start="460.91" dur="2.33"> این روش خدا برای گفتن است ، "من اینجا هستم ، </text>
<text sub="clublinks" start="463.24" dur="2.5"> من اینجا هستم ، من اینجا هستم. " </text>
<text sub="clublinks" start="465.74" dur="2.62"> و به قول خود عیسی ، "اینجا هستم. </text>
<text sub="clublinks" start="468.36" dur="1.85"> من در در ایستاده ام و می کوبم ، </text>
<text sub="clublinks" start="470.21" dur="2.49"> اگر کسی صدای من را بشنود و در را باز کند ، </text>
<text sub="clublinks" start="472.7" dur="1.77"> وارد خواهم شد و با او می خورم ، </text>
<text sub="clublinks" start="474.47" dur="1.47"> و او با من " </text>
<text sub="clublinks" start="475.94" dur="1.65"> این امیدی است که ما داریم ، </text>
<text sub="clublinks" start="477.59" dur="3.06"> امید به یک صمیمیت زیبا </text>
<text sub="clublinks" start="480.65" dur="1.73"> این می تواند ابدی باشد و این یک امید است </text>
<text sub="clublinks" start="482.38" dur="2.483"> من اعتقاد دارم که باید در این زمان به عقب برویم. </text>