Doraemon parody 51 در میان ما # 2 چه کسی صاف ترین است؟ subtitles

اوه ... اوه .... کمکم کنید لطفا کمک کنید کسی بتواند به من کمک کند مادربزرگ چه مشکلی دارد؟ یکی را دنبال می کنم تا به من کمک کند. نه نیازی نیست مرد ، آن پسر ، مادر بزرگ را کمک کن ، هی خوب ، مادربزرگ آرام آرام بلند می شود؟! همین. کمی بیشتر. اوه. نزدیک است. اوه. اوه. اوه. این بچه واقعا خوب است ممنون من واقعاً خوشحالم برای دیدار با این مرد جوان اسم من مریل است. اسمش چیه نام Jai An اوه ، درست است؟ اوه پسر بهش نگاه کن! پرندگان کجا هستند؟ اوه ، همین برای چهار یا پنج آن طرف پرواز کنید. کجا ، مادربزرگ ، من اصلاً نمی توانم ببینم. آه ، همین. اوه پسر هنوز هم ضعیف است. نزدیک بینی چگونه است؟ من نمی توانم با مادربزرگ مبارزه کنم چشمان من هنوز به وضوح قابل مشاهده است ، مادربزرگ ، آه منو گول بزن آره! لول این پسر جوان خیلی راحت گول خوردن نه ، افرادی برای دیدن او خواهند آمد. همه ، به این نگاه کنید! هی هههههههههههههههههههه این این این قلب مورچه ایه !! حیف این کشتی یک قاتل دارد! ما هستیم! عجله کنیم و به همه بگوییم. سلام ، چه خبر است؟ چرا اینجوری مردی؟ بچه ها چی میگید؟ عمو فقط همین که هستیم مثل راه رفتن من در حال قدم زدن برای جویدن ، قنداق کردن ، زخم زدن ، زخم زدن هستم. ناگهان ، ما با مورچه همدل هستیم. در این شرایط است. آه ، چه؟ بله بله ما واقعاً نمی دانیم بله ، بله. ما واقعاً نمی دانیم که غول ها. چگونه می توانی اینگونه باشی؟ خوب ، پس من نمی توانم کمکی به آن کنم. آیا شما یک متولد قدیمی هستید؟ لطفاً بروید و ترتیبش را بدهید؟ من اصلاً دوست ندارم کشتی ما کثیف شود ، خیلی راحت است! این حرفه قدیمی من است. اوپا ، و خانم غول. چه کسی مرده است؟ بر اساس شرایط او احتمالاً آلرژی به فضا را یاد گرفته ام. می دانم کجاست؟ این صدا کیست؟ این نوع وضعیت به وضوح قاتل است ، سلام! بچه ، خوب نباش به من بگو که به آلرژی حساسیت داری. سلام ، این چیست؟ جائی مورچه در نیمه شب و سه دقیقه درگذشت ، اوه ، از کجا فهمیدی؟ نوشته نشده است. خوب ، شرور احتمالاً آدم کندی است. به ندرت با کسی سر و کار دارید. و از روشها برای مرگ قربانی استفاده کنید بدون شک این ممکن است اغفال قربانی باشد. به چیزی توجه کردن سپس اقدام کنید چگونه می دانستید؟ بله ، بله. از کجا فهمیدی؟ خوب ، اینجاست. روی آن نوشته شده است. فقط یک شرور وجود دارد: مادربزرگ مریل! چطور می توانم آن را انجام بدهم؟ آن مرد جوان ناز است ، او خواهد مرد ، من نمی توانم آن را انجام دهم. همچنین ، من بسیار پیر هستم. قدرت خود را برای انجام کسی کجا می گذاری؟ نه داداش یه لحظه صبر کن لطفا بیایید و اینجا را نگاه کنید! مثل این الان می دونم شرور واقعی فقط یکی هست! این همان شیزوکا است! چی؟ فکر نمی کردم شما قادر به انجام چنین کارهایی خواهید بود غول ها دوست شما هستند. بله ، بله ، بله شما واقعاً آنقدر بد شیزوکا هستید ، بیایید جدا شویم! اینجا هستید ، بیایید صحبت کنیم. چرا باید چنین کاری انجام دهم؟ اوه ، درست است شما می توانید شاهد باشید که این بچه مرد خوبی بود. هر وقت من را می بینم دعا می کنم اوه تشکر می کنم مادربزرگ بوسه می زند دیروز تو و غول را دیدم. چگونه جنگیدید؟ سلام ، مورچه ، چرا نمی روی سیم های آنجا را چک کنی؟ خسته ام. در عوض می توانید این کار را انجام دهید. غول ها اینجا هستند ، بنابراین به یکدیگر کمک کنید. فکر می کنید تنها هستید و هنوز کاری انجام داده اید؟ خوب ، همین. او هم تنبل است !!!!! نمیتونم قبول کنم !!!! اوه ، به من بگویید ، تصویر را ببینید. آیا چیزی وجود دارد که مرا معذور کند؟ من واقعاً از شما ناامیدم من نمی دانم او اینگونه خواهد شد یعنی این را گفتم. این فقط طبیعی است ، آه اوه ، چه خبر است؟ ما از قبل شرور را می شناسیم! راستی؟ کیه؟ علی رغم اینکه چقدر از دوستانش بیزار شده بود اما شما نباید در آخر با کسی باشید. فقط به خاطر خلق و خوی ناگهانی مهمترین وای !!!! سلام ، آتش چگونه خاموش می شود؟ این همانطور است که فکر کردم اشتباه نیست. باید بیش از یک شرور وجود داشته باشد. و یکی از آنهاست عمو آندرتیکر چطور؟ این من نیستم ، من نیستم. من هنوز کاری نکرده ام ، فقط کارت را اسکن می کنم. بدترین! فکر نمی کنم آیا شما خواهید بود؟ من واقعاً ناامید شده ام فکر کن کجا می خواهی آدم خوبی باشی ، ها !! شرور قصد دارد هنگام آتش سوزی از آن استفاده کند و دارای یک مشکل است. در کشتن قربانی کدام دایی احتمالاً این را می داند آتش در کشتی ما خیلی خوب نبود ، بنابراین به زمان بندی که همه می خواهند چراغ ها را تعمیر کنند اعتماد کردم. خوشبختانه ، ما یک دکمه آتش پشتیبان داریم. و فقط یک شرور وجود دارد ، آن عمو است. هی صبر کن صبر کن صبر کن من می توانم توضیح دهم بنابراین او از چه چیزی به عنوان سلاح استفاده می کند؟ این کارت چطوره؟ بهش نگاه کن این کارت از آلومینیوم درجه A ساخته شده است ، باید دارای گواهینامه FDA باشد. خیلی تیز است اگر مواظب نباشی اوه ، من واقعاً خوب هستم. موش چیست؟ اسم من هست! کارآگاه کانن آیا چنین است؟ من به خاطر خواهم سپرد دیگر وقت خود را تلف نکنید. بچه ها مراقب باشید شرور ممکن است بیش از دو نفر داشته باشند. هی ، لطفا این درخت را بردار. آیا می توانید آن را آنجا قرار دهید؟ بله ، خیلی راحت است. سلام ، جوان چکار می کنی؟ اوه ، فکر می کنم سعی می کنم یک گیاه لوبیا پرورش دهم. خواهم دید که این اتفاق می افتد یا نه. و اگر مرده باشد چه؟ اوه اگر مرده باشد؟ فکر می کنم باید آن را بردارم اوه ، پس اگر آن مرد جوان بمیرد؟ جوان ، لطفاً می توانی چیزی به من بدهی؟ بله ، می توانی؟ سلام راهنما ، کمک کن پسر ، او قصد دارد مرا آزار دهد یکی دیگر ، کمک کن مادربزرگ چیکار میکنی؟ من در مورد آن اطلاعی ندارم. وحشت نکنید قبلاً انجام شده است چه اتفاقی افتاد؟ هی نوبیتا !! سونیو ، تو شما واقعاً نیستید ، درست است؟ واقعاً نه ، درسته؟ من اصلا به تو اعتماد ندارم هنوز جوان ، هنوز محکم ، درست است این بچه ، آینده خیلی دور است. در حال بزرگ شدن ، او ممکن است نخست وزیر شود ، هی ، اشکالی ندارد ، من خودم خواهم بود. من سازنده نیستم من سازنده نوبیتا نیستم! مادربزرگ این مادربزرگ است؟ مادربزرگ ، او چاقویی را به من داد پسر ، تو می توانی دروغ بگویی. دیدم داری درست جلوی چشم من این کار را می کنی در اینجا ، اگر همه عقب نمانند. من ممکن است نفر بعدی باشم هوم ، نه مادربزرگ ما آمده ایم تا کمک کنیم اما! اینجا مرد جوان است شواهد از قبل ترسیده اند بله بله بله بهانه ها را کنار بگذارید و سپس مجازات شوید! آیا تقریبا از بین رفته است؟ قاتل و ما با هم دیدیم که شما قاتل هستید ، بنابراین شما باید پرتاب شوید. یایا مثل بقیه از کشتی به بیرون پرت شد ، درسته؟ در مورد استاد ، یک جرم صریح و آشکار است. درست قبل از چشم من ، مرد جوان بنابراین ، مجازات مانند دیگران نیست. تو را باید به گدازه انداخت! اوه! لعنتی؟ نه ، نه ، نمی توانم توضیح دهم. لوله شکسته بود ، پایین رفتم و نگاهش کردم. در حال حاضر چهار قاتل در کشتی ما وجود دارد؟ یک Shisuka ، دو عموی Undertaker. سه سونیو و چهار مادربزرگ ، امیدوارم تمام شود ، بله! واقعا بی حوصله ام. چه هزار داستان! چرا شما همدیگر را دوست ندارید ، وحدت ، پس ملت چگونه ادامه خواهد یافت؟ بهتره سر کار برید پس داداش اول باید خودم را بهانه کنم. زیرا در این مرحله در اتاق ، سیم کشی برق خراب بود. لطفا اوه نوبت شماست ، هی منتظر می مانم. جرات ندارم تنها برم صبر کنید تا قاتل دیگری ظاهر شود من مشغول هستم اوه ، آیا این هنوز انجام شده است؟ من نمی توانم آن را انجام دهم چرا من نمی توانم؟ دوباره امتحان کنید کاملا! ببین ، من نمی توانم اوه ، چرا نمی تواند؟ دستگاه من خراب است؟ دوباره امتحان کنید ، نمی توانید آن را انجام دهید ، دیگر نمی توانید آن را انجام دهید ، دیگر نمی توانید دوباره آن را انجام دهید. شما نمی توانید آن را انجام دهید. هی. شما می توانید سفارش دهید. هاهاها. هاهاها. بمیر! سلام دورا ، حالت چطوره؟ اوه ، من خوبم. چه مشکلی؟ هیچی برو برو برو بعد میرم اوهههههههههههههههههه راهنما ، کسی دوباره مرد. کمک لطفا سلام ، بد ، چه کسی این کار را انجام داده است؟ همین. اوه. کسی ، اما قطعاً من نیستم. به من بگو من ، من ، من ، واقعاً این کار را نمی کنم. قسم میخورم صورتم زیباتر باشد و چگونه می توانیم آن را ترتیب دهیم او این کار را نکرد. یادم هست که تو از کنار من رد شدی. اما ، اما ، اما من در واقع این کار را نکردم. درست؟ ببین ، من به دورا گفتم اون چی بود؟ اوه ، این خون است. هی ، هی دورا ، او درست می گوید؟ من نه هیونگ ، پس می توانی کیسه را باز کنی تا ببینیم. داخل چیست؟ دلار ، بله ، اگر این درست باشد. باز شد و نگاه کرد هی چاقو ، اوه ، مرده ، چگونه بوجود آمده است؟ نه واقعاً! نه واقعا. چگونه در کیف من است؟ سلام ، من حدس می زنم شما باید یک قاتل باشید ، بروید آن را بگیرید. صبر کنید ، در مورد شما ، Doraemon؟ کجا رفتی؟ خب .. چطور دستشویی رفتم؟ درد زیادی در ادرار من است ، متعجب هی هی هی. و کجا رفتی ؟؟؟ یون کارآگاه آه ، من در اتاق هستم. دوربین مداربسته چطور؟ هی !! به من نگو ​​!! من تو را قبل از مرگ عمو تو با عمو تو دیدم. هی! و من تو را می بینم کشتن عمو تو هوی! و دیدم تو در لوله فرو رفتی ، خدایا! و بعد وقتی دورا راه می رود دوباره برو ، هی! وقتی دورا به شما پشت کرد؟ چاقو گرفتی ، هی! نکن بگذار تو کیف دورا ، هی! من درست میگم دوست دارم پرونده را ببندم فقط یک شرور وجود دارد و آن ، هی !!!!!! ! اون کیه ؟؟؟ اگر دوستان دوست شما این کلیپ را دوست دارند ، کلیک کنید اشتراک گذاری را فشار دهید و بسیار دنبال کنید. فراموش نکنید که طرفداران ، همه را فشار دهید.

Doraemon parody 51 در میان ما # 2 چه کسی صاف ترین است؟

View online
< ?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><>
<text sub="clublinks" start="10.3" dur="10.86">اوه ... اوه .... کمکم کنید لطفا کمک کنید کسی بتواند به من کمک کند</text>
<text sub="clublinks" start="21.66" dur="4.113"> مادربزرگ چه مشکلی دارد؟ یکی را دنبال می کنم تا به من کمک کند.</text>
<text sub="clublinks" start="26.264" dur="2.967"> نه نیازی نیست</text>
<text sub="clublinks" start="29.231" dur="3.992"> مرد ، آن پسر ، مادر بزرگ را کمک کن ، هی</text>
<text sub="clublinks" start="33.223" dur="4.121"> خوب ، مادربزرگ آرام آرام بلند می شود؟!</text>
<text sub="clublinks" start="37.344" dur="7.616"> همین. کمی بیشتر. اوه. نزدیک است. اوه. اوه. اوه.</text>
<text sub="clublinks" start="44.96" dur="3.68"> این بچه واقعا خوب است ممنون</text>
<text sub="clublinks" start="48.64" dur="7.78"> من واقعاً خوشحالم برای دیدار با این مرد جوان اسم من مریل است.</text>
<text sub="clublinks" start="56.42" dur="3.58"> اسمش چیه نام Jai An</text>
<text sub="clublinks" start="60" dur="9.62"> اوه ، درست است؟ اوه پسر بهش نگاه کن! پرندگان کجا هستند؟ اوه ، همین</text>
<text sub="clublinks" start="69.62" dur="4.12"> برای چهار یا پنج آن طرف پرواز کنید. کجا ، مادربزرگ ، من اصلاً نمی توانم ببینم.</text>
<text sub="clublinks" start="73.74" dur="6.874"> آه ، همین. اوه پسر هنوز هم ضعیف است.</text>
<text sub="clublinks" start="80.614" dur="7.646"> نزدیک بینی چگونه است؟ من نمی توانم با مادربزرگ مبارزه کنم چشمان من هنوز به وضوح قابل مشاهده است ، مادربزرگ ، آه</text>
<text sub="clublinks" start="88.26" dur="1.376"> منو گول بزن</text>
<text sub="clublinks" start="89.636" dur="3.404"> آره! لول</text>
<text sub="clublinks" start="93.04" dur="3.78"> این پسر جوان خیلی راحت گول خوردن</text>
<text sub="clublinks" start="96.82" dur="4.44"> نه ، افرادی برای دیدن او خواهند آمد.</text>
<text sub="clublinks" start="108.94" dur="9.99"> همه ، به این نگاه کنید! هی هههههههههههههههههههه این این این قلب مورچه ایه !! حیف این کشتی یک قاتل دارد!</text>
<text sub="clublinks" start="118.93" dur="3.79"> ما هستیم! عجله کنیم و به همه بگوییم.</text>
<text sub="clublinks" start="126" dur="4.82"> سلام ، چه خبر است؟ چرا اینجوری مردی؟</text>
<text sub="clublinks" start="130.82" dur="4.32"> بچه ها چی میگید؟ عمو فقط همین که هستیم</text>
<text sub="clublinks" start="135.14" dur="3.89"> مثل راه رفتن من در حال قدم زدن برای جویدن ، قنداق کردن ، زخم زدن ، زخم زدن هستم.</text>
<text sub="clublinks" start="139.03" dur="2.07"> ناگهان ، ما با مورچه همدل هستیم.</text>
<text sub="clublinks" start="141.1" dur="3.4"> در این شرایط است. آه ، چه؟ بله بله</text>
<text sub="clublinks" start="144.5" dur="3.24"> ما واقعاً نمی دانیم بله ، بله.</text>
<text sub="clublinks" start="147.74" dur="2.4"> ما واقعاً نمی دانیم که غول ها.</text>
<text sub="clublinks" start="150.14" dur="5.56"> چگونه می توانی اینگونه باشی؟ خوب ، پس من نمی توانم کمکی به آن کنم.</text>
<text sub="clublinks" start="155.7" dur="3.7"> آیا شما یک متولد قدیمی هستید؟ لطفاً بروید و ترتیبش را بدهید؟</text>
<text sub="clublinks" start="159.4" dur="3.44"> من اصلاً دوست ندارم کشتی ما کثیف شود ، خیلی راحت است!</text>
<text sub="clublinks" start="162.84" dur="3.28"> این حرفه قدیمی من است.</text>
<text sub="clublinks" start="172" dur="6.86"> اوپا ، و خانم غول. چه کسی مرده است؟</text>
<text sub="clublinks" start="178.86" dur="4.2"> بر اساس شرایط او احتمالاً آلرژی به فضا را یاد گرفته ام.</text>
<text sub="clublinks" start="183.06" dur="4.76"> می دانم کجاست؟ این صدا کیست؟</text>
<text sub="clublinks" start="187.82" dur="5.8"> این نوع وضعیت به وضوح قاتل است ، سلام!</text>
<text sub="clublinks" start="193.62" dur="4.6"> بچه ، خوب نباش به من بگو که به آلرژی حساسیت داری.</text>
<text sub="clublinks" start="198.22" dur="7.4"> سلام ، این چیست؟</text>
<text sub="clublinks" start="208.551" dur="6.069"> جائی مورچه در نیمه شب و سه دقیقه درگذشت ، اوه ، از کجا فهمیدی؟</text>
<text sub="clublinks" start="214.62" dur="7.04"> نوشته نشده است. خوب ، شرور احتمالاً آدم کندی است.</text>
<text sub="clublinks" start="221.66" dur="4.92"> به ندرت با کسی سر و کار دارید. و از روشها برای مرگ قربانی استفاده کنید</text>
<text sub="clublinks" start="226.58" dur="4.2"> بدون شک این ممکن است اغفال قربانی باشد.</text>
<text sub="clublinks" start="230.78" dur="4.84"> به چیزی توجه کردن سپس اقدام کنید چگونه می دانستید؟</text>
<text sub="clublinks" start="235.62" dur="6.58"> بله ، بله. از کجا فهمیدی؟ خوب ، اینجاست. روی آن نوشته شده است.</text>
<text sub="clublinks" start="242.2" dur="7.534"> فقط یک شرور وجود دارد: مادربزرگ مریل!</text>
<text sub="clublinks" start="249.917" dur="8.302"> چطور می توانم آن را انجام بدهم؟ آن مرد جوان ناز است ، او خواهد مرد ، من نمی توانم آن را انجام دهم.</text>
<text sub="clublinks" start="258.22" dur="5.61"> همچنین ، من بسیار پیر هستم. قدرت خود را برای انجام کسی کجا می گذاری؟</text>
<text sub="clublinks" start="263.83" dur="4.69"> نه داداش یه لحظه صبر کن</text>
<text sub="clublinks" start="268.52" dur="8.96"> لطفا بیایید و اینجا را نگاه کنید! مثل این الان می دونم</text>
<text sub="clublinks" start="277.48" dur="2.84"> شرور واقعی فقط یکی هست!</text>
<text sub="clublinks" start="280.32" dur="10.04"> این همان شیزوکا است! چی؟ فکر نمی کردم</text>
<text sub="clublinks" start="290.36" dur="5"> شما قادر به انجام چنین کارهایی خواهید بود غول ها دوست شما هستند.</text>
<text sub="clublinks" start="295.766" dur="6.074"> بله ، بله ، بله شما واقعاً آنقدر بد شیزوکا هستید ، بیایید جدا شویم!</text>
<text sub="clublinks" start="301.84" dur="5.12"> اینجا هستید ، بیایید صحبت کنیم. چرا باید چنین کاری انجام دهم؟</text>
<text sub="clublinks" start="306.96" dur="4.68"> اوه ، درست است شما می توانید شاهد باشید</text>
<text sub="clublinks" start="311.64" dur="3.96"> که این بچه مرد خوبی بود.</text>
<text sub="clublinks" start="315.6" dur="6.12"> هر وقت من را می بینم دعا می کنم اوه تشکر می کنم مادربزرگ بوسه می زند</text>
<text sub="clublinks" start="321.72" dur="5.604"> دیروز تو و غول را دیدم. چگونه جنگیدید؟</text>
<text sub="clublinks" start="328.482" dur="5.638"> سلام ، مورچه ، چرا نمی روی سیم های آنجا را چک کنی؟</text>
<text sub="clublinks" start="334.12" dur="3.2"> خسته ام. در عوض می توانید این کار را انجام دهید.</text>
<text sub="clublinks" start="337.32" dur="3.72"> غول ها اینجا هستند ، بنابراین به یکدیگر کمک کنید.</text>
<text sub="clublinks" start="341.04" dur="4.16"> فکر می کنید تنها هستید و هنوز کاری انجام داده اید؟</text>
<text sub="clublinks" start="345.2" dur="7.8"> خوب ، همین. او هم تنبل است !!!!!</text>
<text sub="clublinks" start="353" dur="2.92"> نمیتونم قبول کنم !!!!</text>
<text sub="clublinks" start="358.5" dur="6.9"> اوه ، به من بگویید ، تصویر را ببینید. آیا چیزی وجود دارد که مرا معذور کند؟</text>
<text sub="clublinks" start="365.4" dur="7.16"> من واقعاً از شما ناامیدم من نمی دانم او اینگونه خواهد شد</text>
<text sub="clublinks" start="372.56" dur="5.92"> یعنی این را گفتم. این فقط طبیعی است ، آه</text>
<text sub="clublinks" start="378.48" dur="5.52"> اوه ، چه خبر است؟ ما از قبل شرور را می شناسیم!</text>
<text sub="clublinks" start="384" dur="4.018"> راستی؟ کیه؟</text>
<text sub="clublinks" start="389.043" dur="8.789"> علی رغم اینکه چقدر از دوستانش بیزار شده بود اما شما نباید در آخر با کسی باشید. فقط به خاطر خلق و خوی ناگهانی</text>
<text sub="clublinks" start="397.832" dur="2.484"> مهمترین</text>
<text sub="clublinks" start="401.007" dur="2"> وای !!!!</text>
<text sub="clublinks" start="446" dur="6.5"> سلام ، آتش چگونه خاموش می شود؟ این همانطور است که فکر کردم اشتباه نیست.</text>
<text sub="clublinks" start="452.5" dur="4.44"> باید بیش از یک شرور وجود داشته باشد. و یکی از آنهاست</text>
<text sub="clublinks" start="456.94" dur="3.88"> عمو آندرتیکر چطور؟ این من نیستم ، من نیستم.</text>
<text sub="clublinks" start="460.82" dur="3.314"> من هنوز کاری نکرده ام ، فقط کارت را اسکن می کنم.</text>
<text sub="clublinks" start="464.134" dur="1.606"> بدترین!</text>
<text sub="clublinks" start="465.74" dur="5.6"> فکر نمی کنم آیا شما خواهید بود؟ من واقعاً ناامید شده ام</text>
<text sub="clublinks" start="471.34" dur="3.36"> فکر کن کجا می خواهی آدم خوبی باشی ، ها !!</text>
<text sub="clublinks" start="474.7" dur="5.1"> شرور قصد دارد هنگام آتش سوزی از آن استفاده کند و دارای یک مشکل است. در کشتن قربانی</text>
<text sub="clublinks" start="479.8" dur="2.72"> کدام دایی احتمالاً این را می داند آتش در کشتی ما</text>
<text sub="clublinks" start="482.52" dur="4.16"> خیلی خوب نبود ، بنابراین به زمان بندی که همه می خواهند چراغ ها را تعمیر کنند اعتماد کردم.</text>
<text sub="clublinks" start="486.68" dur="4.56"> خوشبختانه ، ما یک دکمه آتش پشتیبان داریم.</text>
<text sub="clublinks" start="491.24" dur="4.922"> و فقط یک شرور وجود دارد ، آن عمو است.</text>
<text sub="clublinks" start="496.162" dur="1.878"> هی صبر کن صبر کن صبر کن</text>
<text sub="clublinks" start="498.04" dur="2.284"> من می توانم توضیح دهم</text>
<text sub="clublinks" start="502" dur="6.434"> بنابراین او از چه چیزی به عنوان سلاح استفاده می کند؟ این کارت چطوره؟ بهش نگاه کن</text>
<text sub="clublinks" start="510.24" dur="5.7"> این کارت از آلومینیوم درجه A ساخته شده است ، باید دارای گواهینامه FDA باشد.</text>
<text sub="clublinks" start="515.94" dur="5.64"> خیلی تیز است اگر مواظب نباشی اوه ، من واقعاً خوب هستم.</text>
<text sub="clublinks" start="521.58" dur="6.795"> موش چیست؟ اسم من هست! کارآگاه کانن</text>
<text sub="clublinks" start="529.421" dur="7.052"> آیا چنین است؟ من به خاطر خواهم سپرد دیگر وقت خود را تلف نکنید.</text>
<text sub="clublinks" start="538.7" dur="4.811"> بچه ها مراقب باشید شرور ممکن است بیش از دو نفر داشته باشند.</text>
<text sub="clublinks" start="556.12" dur="6.42"> هی ، لطفا این درخت را بردار. آیا می توانید آن را آنجا قرار دهید؟</text>
<text sub="clublinks" start="562.54" dur="3.13"> بله ، خیلی راحت است.</text>
<text sub="clublinks" start="579" dur="6.98"> سلام ، جوان چکار می کنی؟ اوه ، فکر می کنم سعی می کنم یک گیاه لوبیا پرورش دهم.</text>
<text sub="clublinks" start="585.98" dur="4.6"> خواهم دید که این اتفاق می افتد یا نه.</text>
<text sub="clublinks" start="590.58" dur="3.76"> و اگر مرده باشد چه؟ اوه اگر مرده باشد؟</text>
<text sub="clublinks" start="594.34" dur="8.394"> فکر می کنم باید آن را بردارم اوه ، پس اگر آن مرد جوان بمیرد؟</text>
<text sub="clublinks" start="611.06" dur="7.14"> جوان ، لطفاً می توانی چیزی به من بدهی؟ بله ، می توانی؟</text>
<text sub="clublinks" start="618.2" dur="6.9"> سلام راهنما ، کمک کن پسر ، او قصد دارد مرا آزار دهد یکی دیگر ، کمک کن</text>
<text sub="clublinks" start="628.7" dur="3.66"> مادربزرگ چیکار میکنی؟ من در مورد آن اطلاعی ندارم.</text>
<text sub="clublinks" start="632.36" dur="4.52"> وحشت نکنید قبلاً انجام شده است</text>
<text sub="clublinks" start="636.88" dur="5.6"> چه اتفاقی افتاد؟ هی نوبیتا !! سونیو ، تو</text>
<text sub="clublinks" start="642.48" dur="6.2"> شما واقعاً نیستید ، درست است؟ واقعاً نه ، درسته؟ من اصلا به تو اعتماد ندارم</text>
<text sub="clublinks" start="648.68" dur="3.8"> هنوز جوان ، هنوز محکم ، درست است این بچه ، آینده خیلی دور است.</text>
<text sub="clublinks" start="652.48" dur="5.32"> در حال بزرگ شدن ، او ممکن است نخست وزیر شود ، هی ، اشکالی ندارد ، من خودم خواهم بود.</text>
<text sub="clublinks" start="657.8" dur="6.92"> من سازنده نیستم من سازنده نوبیتا نیستم! مادربزرگ این مادربزرگ است؟</text>
<text sub="clublinks" start="664.72" dur="4.68"> مادربزرگ ، او چاقویی را به من داد پسر ، تو می توانی دروغ بگویی.</text>
<text sub="clublinks" start="669.4" dur="5.6"> دیدم داری درست جلوی چشم من این کار را می کنی در اینجا ، اگر همه عقب نمانند.</text>
<text sub="clublinks" start="675" dur="6.04"> من ممکن است نفر بعدی باشم هوم ، نه مادربزرگ</text>
<text sub="clublinks" start="681.04" dur="4.6"> ما آمده ایم تا کمک کنیم اما! اینجا مرد جوان است</text>
<text sub="clublinks" start="685.64" dur="5.92"> شواهد از قبل ترسیده اند بله بله بله بهانه ها را کنار بگذارید</text>
<text sub="clublinks" start="691.56" dur="4.24"> و سپس مجازات شوید! آیا تقریبا از بین رفته است؟</text>
<text sub="clublinks" start="695.8" dur="1.822"> قاتل</text>
<text sub="clublinks" start="699.16" dur="5.986"> و ما با هم دیدیم که شما قاتل هستید ، بنابراین شما باید پرتاب شوید.</text>
<text sub="clublinks" start="705.146" dur="4.507"> یایا مثل بقیه از کشتی به بیرون پرت شد ، درسته؟</text>
<text sub="clublinks" start="709.653" dur="4.936"> در مورد استاد ، یک جرم صریح و آشکار است.</text>
<text sub="clublinks" start="714.589" dur="2.93"> درست قبل از چشم من ، مرد جوان</text>
<text sub="clublinks" start="717.818" dur="7.829"> بنابراین ، مجازات مانند دیگران نیست. تو را باید به گدازه انداخت!</text>
<text sub="clublinks" start="740.5" dur="7.5"> اوه! لعنتی؟ نه ، نه ، نمی توانم توضیح دهم.</text>
<text sub="clublinks" start="748" dur="4.68"> لوله شکسته بود ، پایین رفتم و نگاهش کردم.</text>
<text sub="clublinks" start="756.94" dur="7.3"> در حال حاضر چهار قاتل در کشتی ما وجود دارد؟ یک Shisuka ، دو عموی Undertaker.</text>
<text sub="clublinks" start="764.24" dur="8.04"> سه سونیو و چهار مادربزرگ ، امیدوارم تمام شود ، بله!</text>
<text sub="clublinks" start="772.28" dur="2.56"> واقعا بی حوصله ام. چه هزار داستان!</text>
<text sub="clublinks" start="774.84" dur="5.52"> چرا شما همدیگر را دوست ندارید ، وحدت ، پس ملت چگونه ادامه خواهد یافت؟</text>
<text sub="clublinks" start="780.36" dur="6.48"> بهتره سر کار برید پس داداش اول باید خودم را بهانه کنم.</text>
<text sub="clublinks" start="786.84" dur="3.6"> زیرا در این مرحله در اتاق ، سیم کشی برق خراب بود.</text>
<text sub="clublinks" start="790.44" dur="3"> لطفا</text>
<text sub="clublinks" start="800" dur="6.26"> اوه نوبت شماست ، هی منتظر می مانم.</text>
<text sub="clublinks" start="806.26" dur="3.12"> جرات ندارم تنها برم صبر کنید تا قاتل دیگری ظاهر شود</text>
<text sub="clublinks" start="809.38" dur="1.89"> من مشغول هستم</text>
<text sub="clublinks" start="818.24" dur="7.14"> اوه ، آیا این هنوز انجام شده است؟ من نمی توانم آن را انجام دهم چرا من نمی توانم؟</text>
<text sub="clublinks" start="825.38" dur="5.96"> دوباره امتحان کنید کاملا! ببین ، من نمی توانم</text>
<text sub="clublinks" start="831.34" dur="3.8"> اوه ، چرا نمی تواند؟ دستگاه من خراب است؟</text>
<text sub="clublinks" start="835.14" dur="9.32"> دوباره امتحان کنید ، نمی توانید آن را انجام دهید ، دیگر نمی توانید آن را انجام دهید ، دیگر نمی توانید دوباره آن را انجام دهید.</text>
<text sub="clublinks" start="844.46" dur="6.502"> شما نمی توانید آن را انجام دهید. هی. شما می توانید سفارش دهید. هاهاها. هاهاها. بمیر!</text>
<text sub="clublinks" start="857.08" dur="6.58"> سلام دورا ، حالت چطوره؟ اوه ، من خوبم. چه مشکلی؟ هیچی</text>
<text sub="clublinks" start="863.66" dur="1.364"> برو برو برو</text>
<text sub="clublinks" start="865.024" dur="3.636"> بعد میرم</text>
<text sub="clublinks" start="870" dur="2.532"> اوهههههههههههههههههه</text>
<text sub="clublinks" start="872.532" dur="2.898"> راهنما ، کسی دوباره مرد.</text>
<text sub="clublinks" start="875.558" dur="1.526"> کمک لطفا</text>
<text sub="clublinks" start="879" dur="4.184"> سلام ، بد ، چه کسی این کار را انجام داده است؟</text>
<text sub="clublinks" start="884.06" dur="5.22"> همین. اوه. کسی ، اما قطعاً من نیستم. به من بگو</text>
<text sub="clublinks" start="889.28" dur="3.88"> من ، من ، من ، واقعاً این کار را نمی کنم.</text>
<text sub="clublinks" start="893.16" dur="5.16"> قسم میخورم صورتم زیباتر باشد</text>
<text sub="clublinks" start="898.32" dur="3.963"> و چگونه می توانیم آن را ترتیب دهیم او این کار را نکرد.</text>
<text sub="clublinks" start="902.283" dur="2.437"> یادم هست که تو از کنار من رد شدی.</text>
<text sub="clublinks" start="904.72" dur="3.52"> اما ، اما ، اما من در واقع این کار را نکردم.</text>
<text sub="clublinks" start="908.24" dur="7.725"> درست؟ ببین ، من به دورا گفتم اون چی بود؟</text>
<text sub="clublinks" start="915.965" dur="6.535"> اوه ، این خون است. هی ، هی دورا ، او درست می گوید؟ من نه</text>
<text sub="clublinks" start="922.5" dur="4.24"> هیونگ ، پس می توانی کیسه را باز کنی تا ببینیم.</text>
<text sub="clublinks" start="926.74" dur="5.961"> داخل چیست؟ دلار ، بله ، اگر این درست باشد. باز شد و نگاه کرد</text>
<text sub="clublinks" start="933.962" dur="4.758"> هی چاقو ، اوه ، مرده ، چگونه بوجود آمده است؟ نه واقعاً!</text>
<text sub="clublinks" start="938.72" dur="3.16"> نه واقعا. چگونه در کیف من است؟</text>
<text sub="clublinks" start="941.88" dur="5"> سلام ، من حدس می زنم شما باید یک قاتل باشید ، بروید آن را بگیرید.</text>
<text sub="clublinks" start="946.88" dur="6.12"> صبر کنید ، در مورد شما ، Doraemon؟ کجا رفتی؟ خب ..</text>
<text sub="clublinks" start="953" dur="3.52"> چطور دستشویی رفتم؟ درد زیادی در ادرار من است ، متعجب</text>
<text sub="clublinks" start="956.52" dur="5.4"> هی هی هی. و کجا رفتی ؟؟؟</text>
<text sub="clublinks" start="961.92" dur="4.9"> یون کارآگاه آه ، من در اتاق هستم.</text>
<text sub="clublinks" start="966.82" dur="4.222"> دوربین مداربسته چطور؟ هی !! به من نگو ​​!!</text>
<text sub="clublinks" start="972.28" dur="6.86"> من تو را قبل از مرگ عمو تو با عمو تو دیدم. هی! و من تو را می بینم</text>
<text sub="clublinks" start="979.14" dur="6.542"> کشتن عمو تو هوی! و دیدم تو در لوله فرو رفتی ، خدایا!</text>
<text sub="clublinks" start="985.682" dur="4.378"> و بعد وقتی دورا راه می رود دوباره برو ، هی!</text>
<text sub="clublinks" start="990.06" dur="5.22"> وقتی دورا به شما پشت کرد؟ چاقو گرفتی ، هی! نکن</text>
<text sub="clublinks" start="995.28" dur="7.02"> بگذار تو کیف دورا ، هی! من درست میگم دوست دارم پرونده را ببندم</text>
<text sub="clublinks" start="1002.3" dur="4.85"> فقط یک شرور وجود دارد و آن ، هی !!!!!!</text>
<text sub="clublinks" start="1007.15" dur="2.191"> ! اون کیه ؟؟؟</text>
<text sub="clublinks" start="1023.74" dur="4.62"> اگر دوستان دوست شما این کلیپ را دوست دارند ، کلیک کنید اشتراک گذاری را فشار دهید و بسیار دنبال کنید.</text>
<text sub="clublinks" start="1028.36" dur="4.36"> فراموش نکنید که طرفداران ، همه را فشار دهید.</text>